اصطلاح موزهنگاری ابتدا در قرن هجدهم ظهور يافت و از واژۀ موزه شناسي قديمي تر است. و سه مفهوم خاص دارد:
1 .امروزه موزه نگاری لزوماً، به صورت جنبۀ عملي يا كاربردی موزه شناسي تعريف ميشود، به عبارت ديگر، تكنيک هايي كه برای انجام فعاليتهای موزهای شكل يافته است، به ويژه باتوجه به برنامه ريزی و تجهيز فعاليت هايي شامل موزه،حفاظت و مرمت، مرمت، امنيت و نمايش. درمقابلِ موزه شناسي، واژۀ موزه نگاری مدت ها برای شناخت فعاليتهای عملي مربوط به موزه ها بهكار رفته است.
اين اصطلاح اغلب در دنيای فرانسه زبان و به ندرت در كشورهای انگليسي زبان به كار ميرود، در اين كشورها (عمل موزه) ترجيح داده مي شود. بسياری از موزه شناسان اروپای مركزی و شرقي، اصطالح (موزهشناسي كاربردی) ، به عبارت ديگر، كاركرد عملي تكنيک های منتج از مطالعۀ موزه شناسي را به كار برده اند، كه علمي درحال رشد است.
2 .در فرانسه كاربرد اصطالح موزه نگاری، هنر (يا تكنيک)نمايشگاه ها را معرفي مي كند. اصطلاح (اكسپوگرافي)(طراحي نمايش آثار) ساله است برای فنون مطرح در نمايشگاه ها مطرح شده است، چه در فضايي موزه ای باشد چه غيرموزهای.
در بطن كلي، آنچه (برنامۀ موزه نگارانه) مي ناميم، تعريف محتويات نمايشگاه ونيازهای آن را پوشش ميدهد، و همچنين فضاهای نمايشگاهي و ساير حوزه های موزه را با يكديگر پيوند ميدهد. اين تعريف، بدين معنا نيست كه موزه نگاری (عمل
موزه) را تنها آن بخش از موزه تعريف ميكند كه در معرض ديد بازديدكننده است.موزه نگاران (طراحان موزه و طراحان نمايش آثار)، مانند ساير متخصصان موزه،برنامۀ علمي و مديريت مجموعه را مد نظر دارند و قصد دارند آثار انتخابي موزه دار را به شيوۀ مناسبي نمايش دهند. آنها بايد شيوه های حفاظت و چگونگي فهرست بندی آثار موزه را بشناسند. آنها سناريو را برای محتوا خلق كرده و شكلي از زبان راپيشنهاد ميكنند كه برای كمک به فرايند درک، رسانه های بيشتری را پوشش دهد.
آنها با نيازهای عموم سروكاردارند و مناسبترين شيوههای ارتباطي را برای بيان پيام نمايشگاه به كار ميگيرند. نقش آنها، كه اغلب رئيس پروژه هستند، هماهنگي تمام متخصصين علمي و فني شاغل در موزه است: سازماندهي آنها، گاهي برخورد
با آنها و ارزيابي آنها. ساير پستهای تخصصي برای انجام اين وظايف تعريف شده است: مديريت كارهای هنری يا اشيايي كه به ثبت كننده واگذار ميشود، مسئوليت نظارت و وظايف انجام شده در اين بخش، بر عهدۀ مسئول امنيت است، حفاظت ومرمت كننده، متخصصي در حفاظت و مرمت پيشگيرانه و مقياسهای حفاظت ومرمت درماني و حتي مرمت است. موزه نگاران در اين بافت و در ارتباط دروني با بخشهای مختلفي هستند كه با نمايشگاه ارتباط دارد. موزه نگاری از «سنوگرافي»(طراحي نمايشگاه يا صحنه) كه به معنای تمام تكنيک های
موردنياز برای برپايي و ارائۀ فضاهای نمايش است، متمايز است. درست همانطور که از طراح داخلي متفاوت است. مشخصاً طراح صحنه و طراح داخلي موزه بخشي از موزه نگاری هستند، كه موزهها را به ساير شيوههای بصری نزديکتر مي كنند، اما ساير عناصر از قبيل عموم، درک آنها از پيام، و حفاظت و نگهداری ميراث نيز بايد مدنظر قرارگيرد. اين جنبهها، موزهنگاران (يا متخصصان نمايشگاه) را به چيزی بين متصدی مجموعه ها، معمار و عموم بدل ميسازد. درهرحال، منوط به اينكه موزه يا مكان نمايشگاه، متصدیای برای هدايت پروژه داشته باشد يا نداشته باشد، نقش آنها تفاوت مييابد. گسترش بيشتر نقش برخي متخصصين در موزه (معماران، موزه داران، هنرمندان و…)به تنظيم پايدار نقش موزهنگار بهعنوان واسطه منجر شده است.
3 .موزه نگاری، پيش از اين و با توجه به ريشه شناسي، به توصيف محتويات موزه اشاره داشت. درست همانطور كه كتابشناسي، يكي از مراحل اساسي پژوهش علمي است، موزه نگاری به عنوان شيوهای برای تسهيل پژوهش برای منابع
مستند آثار، ابداع شد تا مطالعۀ سيستماتيک آنها را توسعه دهد. اين مفهوم درسرتاسر قرن نوزدهم دوام داشت و امروزه هنوز هم در برخي زبانها به ويژه روسي ادامه دارد.[1]
اصطلاح موزهنگاری ابتدا در قرن هجدهم ظهور يافت و از واژۀ موزهشناسي قديمي تر است. و سه مفهوم خاص دارد:
1 .امروزه موزه نگاری لزوماً، به صورت جنبۀ عملي يا كاربردی موزه شناسي تعريف ميشود، بهعبارتديگر، تكنيک هايي كه برای انجام فعاليتهای موزهای شكل يافته است، به ويژه باتوجه به برنامه ريزی و تجهيز فعاليت هايي شامل موزه،حفاظت و مرمت، مرمت، امنيت و نمايش. درمقابلِ موزه شناسي، واژۀ موزه نگاری مدت ها برای شناخت فعاليتهای عملي مربوط به موزه ها بهكار رفته است.
اين اصطلاح اغلب در دنيای فرانسه زبان و به ندرت در كشورهای انگليسي زبان به كار ميرود، در اين كشورها (عمل موزه) ترجيح داده مي شود. بسياری از موزه شناسان اروپای مركزی و شرقي، اصطالح (موزهشناسي كاربردی) ، به عبارت ديگر، كاركرد عملي تكنيک های منتج از مطالعۀ موزه شناسي را به كار برده اند، كه علمي درحال رشد است.
2 .در فرانسه كاربرد اصطالح موزه نگاری، هنر (يا تكنيک)نمايشگاهها را معرفي مي كند. اصطلاح (اكسپوگرافي)(طراحي نمايش آثار) ساله است برای فنون مطرح در نمايشگاه ها مطرح شده است، چه در فضايي موزه ای باشد چه غيرموزهای.
در بطن كلي، آنچه (برنامۀ موزه نگارانه) مي ناميم، تعريف محتويات نمايشگاه ونيازهای آن را پوشش ميدهد، و همچنين فضاهای نمايشگاهي و ساير حوزه های موزه را با يكديگر پيوند ميدهد. اين تعريف، بدين معنا نيست كه موزه نگاری (عمل
موزه) را تنها آن بخش از موزه تعريف ميكند كه در معرض ديد بازديدكننده است.موزه نگاران (طراحان موزه و طراحان نمايش آثار)، مانند ساير متخصصان موزه،برنامۀ علمي و مديريت مجموعه را مد نظر دارند و قصد دارند آثار انتخابي موزه دار را به شيوۀ مناسبي نمايش دهند. آنها بايد شيوههای حفاظت و چگونگي فهرست بندی آثار موزه را بشناسند. آنها سناريو را برای محتوا خلق كرده و شكلي از زبان راپيشنهاد ميكنند كه برای كمک به فرايند درک، رسانه های بيشتری را پوشش دهد.
آنها با نيازهای عموم سروكاردارند و مناسبترين شيوههای ارتباطي را برای بيان پيام نمايشگاه به كار ميگيرند. نقش آنها، كه اغلب رئيس پروژه هستند، هماهنگي تمام متخصصين علمي و فني شاغل در موزه است: سازماندهي آنها، گاهي برخورد
با آنها و ارزيابي آنها. ساير پستهای تخصصي برای انجام اين وظايف تعريف شده است: مديريت كارهای هنری يا اشيايي كه به ثبت كننده واگذار ميشود، مسئوليت نظارت و وظايف انجام شده در اين بخش، بر عهدۀ مسئول امنيت است، حفاظت ومرمت كننده، متخصصي در حفاظت و مرمت پيشگيرانه و مقياسهای حفاظت ومرمت درماني و حتي مرمت است. موزه نگاران در اين بافت و در ارتباط دروني با بخشهای مختلفي هستند كه با نمايشگاه ارتباط دارد. موزه نگاری از (سنوگرافي)(طراحي نمايشگاه يا صحنه) كه به معنای تمام تكنيکهای موردنياز برای برپايي و ارائۀ فضاهای نمايش است، متمايز است. درست همانطور كه از طراح داخلي متفاوت است. مشخصاً طراح صحنه و طراح داخلي موزه بخشي از موزه نگاری هستند، كه موزه ها را به ساير شيوههای بصری نزديکتر ميكنند، اما ساير عناصر از قبيل عموم، درک آنها از پيام، و حفاظت و نگهداری ميراث نيز بايد مدنظر قرارگيرد. اين جنبه ها، موزه نگاران (يا متخصصان نمايشگاه) را به چيزی بين
متصدی مجموعهها، معمار و عموم بدل ميسازد. درهرحال، منوط به اينكه موزه يا مكان نمايشگاه، متصدیای برای هدايت پروژه داشته باشد يا نداشته باشد، نقش آنها تفاوت مييابد. گسترش بيشتر نقش برخي متخصصين در موزه (معماران، موزه داران، هنرمندان و…)به تنظيم پايدار نقش موزهنگار به عنوان واسطه منجر شده است.
3 .موزه نگاری، پيش از اين و با توجه به ريشهشناسي، به توصيف محتويات موزه اشاره داشت. درست همانطور كه كتابشناسي، يكي از مراحل اساسي پژوهش علمي است، موزهنگاری بهعنوان شيوهای برای تسهيل پژوهش برای منابع
مستند آثار، ابداع شد تا مطالعۀ سيستماتيک آنها را توسعه دهد. اين مفهوم در سرتاسر قرن نوزدهم دوام داشت و امروزه هنوز هم در برخي زبانها به ويژه روسي ادامه دارد.[1]
[1]. دوله آندره.فرانسوا مهرس. مفاهیم کلیدی موزه شناسی. مترجم : كورس سامانيان، مرضيه حكمت، معصومه كريمي. ایکوم فرانسه.1393.