محمد کریم پیرنیا معمار برجسته و مرمتگر بی بدیل آثار تاریخی از مردان نادر و کم نظیری است که تلخی ها و مرارتهای بسیاری را در جهت معرفی و نشان دادن ویژگی ها و ارزش های معماری اصیل ایرانی متحمل شده است.
کریم پیرنیا، فرزند میرزا صادق خان پیرنیا در سال 1301 به دنیا آمد. دوران کودکی و جوانی استاد در یزد گذشت و پس از پایان تحصیلات دبیرستانی به تهران آمد و وارد دانشکده هنرهای زیبا شد. وی ذوق و شوق هنری و گرایش به معماری را از پدر به ارث برده بود. او از کودکی محو بناهای زیبا و میراث فرهنگی یزد شد. به گفته ی خود استاد، خانه ای که ایام کودکی و نوجوانی اش در آن می گذشت در محله ای واقع شده بود که بیشترین آثار تاریخی یزد در آن قرار داشت. این نکته باعث شده بود تا استاد پیرنیا به هنگام عبور و مرور روزانه از محله ی فوق، این آثار را ببیند و بیشتر به آنها دلبسته گردد. عشق به معماری و علاقه به میراث فرهنگی حتی در بازی های کودکانه ی او نیز راه یافته بودند به طوری که در تابستان های گرم یزد در ییلاق، مرحوم پیرنیا ساختمان های گلی کوچکی می ساخت. و در آفتاب خشک می کرد. دقتی که این کودک در ساخت این خانه ها و دیگر بناها به کار می برد به حدی بود که پس از پایان فصل پیلاق و نقل مکان به یزد، بزرگترها، ماکت های زیبای ساخته شده از گل او را خراب نمی کردند. خود او گفته بود که این تشویق بسیار خوبی برایش بوده است. به تدریج مرحوم پیرنیا با اساتید و معماران سنتی یزد آشنا شده و کوچکترین فرصت را برای صحبت با آنها و استفاده از تجربیات گرانبارشان از دست نمی داد. در سال 1318 جزو هفت نفری بود که در امتحان ورودی دانشکده هنرهای زیبا پذیرفته شد. رئیس دانشکده، آندره گدار فرانسوی بود که بر باستان شناسی کشور نیز ریاست داشت. استادان دیگری نظیر ماکسیم سیروی فرانسوی و مهندس فروغی نیز در این دانشکده تدریس می کردند. دلباختگی و سر سپردگی به فرهنگ غیر ایرانی که از زمان قاجار آغاز شده بود. در زمان ناصرالدین شاه به اوج خود رسیده بود. به حدی که از هر چیز که ایرانی بود، حتی طرح خانه های ایرانی پرهیز می کردند. تفاوت سلیقه و روحیه ی پیرنیا و علاقه ی او به معماری ایرانی، اسلامی و شناخت دقیقی که از آن بدست آورده بود باعث شد تا اختلاف عمیقی بین او و آندره گدار رئیس دانشکده به وجود آید. این اختلاف سلیقه، بالاخره مهندس پیرنیا را به ترک دانشکده رادیو یزد داشته، می گوید که پس از ترک تحصیل، آندره گدار سعی « مشاهیر یزد » وا داشت. مهندس پیرنیا در مصاحبه ای که با کیهان فرهنگی و برنامه ی بسیاری کرد تا او را به دانشکده باز گرداند، اما او از سال 1324 با ترک دانشگاه، جدا تصمیم گرفت به سراغ معماران قدیمی برود و از تجربیات آنها استفاده کند. مهندس پیرنیا را می توان در شمار نخستین معماران و مهندسانی برشمرد که به جایگاه معماران ، بنایان و استادکاران در معماری اسلامی پی برد و در پی زنده کردن نامشان بر آمد. او از این که می دید مهندسین ، تحصیل کرده ها ، کارشناسان و معماران دانشگاه رفته، معماران سنتی را بنایان بی سواد مینامیدند به شدت رنج می برد. مهندس پیرنیا در زمره ی اولین کسانی بود که به قول خودش، کنار دست آنها نشست در کار آنها دقت کرد و زبان آنها را فهمید مهندس پیرنیا آن قدر برای معماران سنتی و استاد کاران قدیمی احترام قائل بود که نامشان را همراه با غرور و افتخار ذکر می کرد و با تواضعی در خور تحسین، به هر یک لقبی می داد. مثلا با اطمینان خاطر می گفت .. (استاد محمد علی واقعا یک دانشمند بود). و یا اذعان می داشت: (اینها حق بزرگی بر گردن من دارند.) آنها که سخنرانی های استاد پیرنیا را به خاطر دارند، می دانند که او در هر صحبت، در هر بحث و هر سمینار و کنفرانس در سخنانش جایگاهی را به استادکاران معماری سنتی ایران اختصاص می داد او می گفت): بدون این استادکاران به اصطلاح بی سواد راه به جایی نخواهد برد )و از آنها به نیکی یاد می کرد.
با توجه به خدمات این مرد بزرگ و حقی که به گردن استادکاران و معماران دارد، جای دریغ بود اگر یادی از شرح حال او در این دفتر که به معماران و مرمتگران و هنرمندان سنتی اختصاص دارد، نشود. به نظر بسیاری از اندیشمندان معماری ایرانی، او یکی از کسانی است که معماری سنتی ما را به دنیا معرفی کرده است. وی درباره ی استادانی نظیر ابوالقاسم صابری، معارفی، حسینعلی معروفی، حاج ابوالقاسم خراسانی می گفت : ( هر کدامشان به اندازه دانشگاهی، علم و هندسه و هنر داشته اما با کمال تأسف عده ای اینها رابی سواد خطاب می کردند. مرحوم پیرنیا با صراحت در مصاحبه ای سؤال کرد: استاد علی اکبر اصفهانی که آن شاهکار عظیم میدان نقش جهان را به وجود آورد، کسی که 60 سال دانشکده اش طول کشیده چگونه بیسواد است)
مهندس پیرنیا تا آنجا که توانست از معماران سنتی بهره برد. او روزها، هفته ها و ماه ها در کنار دست آنها با دقت کارهایشان را می نگریست و نکات مهم را یادداشت می کرد. او حتی سعی می کرد آنچه را استادکاران می گویند، بالهجه و اصطلاحات خودشان یادداشت کند. مرحوم پیرنیا در کنار فراگیری معماری سنتی، کار عظیم دیگری نیز کرد و آن ضبط حدود هجده هزار اصطلاح مربوط به معماری سنتی بود که امید است روزی چنان که شایسته است، منتشر گردد. زمانی که کریم پیرنیا به سراغ معماران سنتی رفت تا از آنان بیاموزد، خیل بی شماری از هم کسوتانش، تحت نفوذ و تأثیر معماری اروپا واقع شده بودند. ترک تحصیل و گرایش به معماری سنتی، پیرنیا را وادار کرد تا برای گذران زندگی به نوشتن داستان های کوتاه برای مجلات اقدام کند. سال 1332 ، وی اکثر اوقات خود را با معماران سنتی می گذرانید و تصمیم گرفت به نوعی این همه تجربه را به کار گیرد. در سال 1332 به وزارت فرهنگ آمد و نهضت عظیمی را به اجرا در آورد که در آن زمان به پروژه ی ساخت مدرسه های ارزان قیمت معروف شد. این پروژه که در طی آن بیش از سیصد باب مدرسه از محل 5% عوارض شهرداری ساخته می شد، از طرف یونسکو به عنوان نمونه ی مدارس ارزان قیمت برای کشورهای در حال توسعه شناسایی و معرفی گردید.
مرحوم پیرنیا در مصاحبه با رادیو یزد راجع به این مدارس گفته است: اینها – طرح مدارس – را یونسکو گرفت و به همه ی کشورهای جهان سوم برای اجرا فرستاد. مدارس 4 کلاسه ای بود که در روستاها با مصالح بومی ساخته می شد. برای مناطق گرم و خشک و گرم و مرطوب و سرد و خشک و سرد و مرطوب به شیوه هایی که البته شیوه هایش ایرانی بود. بعد از تاسیس وزارت فرهنگ و هنر، کریم پیرنیا به آن وزارت خانه رفت و با تشکیل سازمان ملی حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی، معاون فنی آن سازمان شد و تا زمان بازنشستگی نیز در این سمت باقی ماند. او توانست در این سازمان خدماتی برای میراث فرهنگی ارائه دهد که بسیاری از کارشناسان و اهل فن با توجه به نوع کار و نتیجه ی حاصله، آن را بیشتر به یک معجزه، تا به انجام وظایف اداری شبیه می دانند، هم زمان با کار در وزارت فرهنگ و هنر ، مرحوم پیرنیا تدریس در دانشگاه را نیز شروع کرد و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشکده ی معماری و شهرسازی دانشگاه ملی (شهید بهشتی فعلی) سازمان جهانگردی، دانشگاه فارابی تهران، پردیس اصفهان و دانشکده ی معماری دانشگاه علم و صنعت به تدریس پرداخت کسانی که با معماری و شیوه های مرمت بناهای تاریخی آشنایی دارند به ارزش خدمات کریم پیرنیا واقف هستند و به خوبی نقش او را در حفظ و احیای این آثار در نظر دارند. مرحوم پیرنیا تصمیم گرفت معماری ایران را به جهانیان معرفی و ثابت نماید ایرانیان مؤسس مکتبی در معماری هستند که هم از حیث پر کاری در آثار و هم از جهت تعداد بناهای ساخته شده و دامنه ی وسیع آن که تا عراق کنونی، هندوستان و حتی تا اندونزی نفوذ داشته است بی نظیر می باشد. استاد پیرنیا می دانست معماری سنتی ایران، دنیایی رمز و راز در خود نهفته دارد. او برای درک صحیح این رمز و رازها با همه ی استاد کاران صحبت می کرد. با معماران ، بناها و مقنیها، به مجالست می پرداخت و ساعت ها در کنارشان می نشست. مهندس پیرنیا در اروپا نیز مشهور بود. مرحوم پیرنیا می گوید که آن قدر دانشجویان ایتالیایی برای کارهای علمی و پروژه های تحقیقاتی به او مراجعه کرده بودند و آنقدر کروکی های تهیه شده به وسیله ی او را به زبان ایتالیایی ترجمه و به دانشکده ارائه کرده بودند که یکی از رؤسای دانشکده ای از دانشکده های معماری ایتالیا گفته بود که (ما سیصد و اندی دکترا به پیرنیا داده ایم) خدمات استاد پیرنیا به میراث فرهنگی و کوشش ها و پایمردی های او در حفظ این آثار، به حدی است که بیان آنها دفتری جداگانه می طلبد. اما به برخی از کارها و خدمات او اشاره می کنیم
– بزرگترین و نمایان ترین خدمت او، مطرح کردن معماری و معماران سنتی بود. اگر ادعا کنیم کوشش های پیرنیا در شناساندن استادکاران مسلمان ایرانی و شناساندن آنها به جهان باعث شد تا معماری سنتی ما، آن گونه که هست به دنیا معرفی گردد، سخنی به گزاف نگفته ایم.
– احیای سر در باغ فین کاشان. مرحوم پیرنیا درباره ی این کار می گفت: سر در کاملا به شکل دیگری در آمده بود که با زحمت بسیار به وضع اصلی در
آمد.
– حفظ سر در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و تعمیر کتیبه ی آن. این کتیبه، سندی بود که ثابت کرد بانی این مجموعه مجد الملک قمی وزیر شیعه ی دوران سلجوقی بوده است.
– احیای مسجد کبود تبریز.
– احیای باغ دولت آباد یزد
– احیا و مرمت مسجد جامع فهرج یزد
– احیای رباط انوشیروان بین سمنان و دامغان
– احیا و بازسازی صدها خانه ی قدیمی در اصفهان، تهران و سایر شهرها نیز از اقدامات دیگر آن مرحوم است.
مهندس پیرنیا آثار و مقالات و کتب متعددی نیز در زمینه ی معماری سنتی ایران نوشته است.
درس های استاد کریم پیرنیا در کتابی دو جلدی تحت عنوان (شیوه های معماری ایران) و ( آشنایی با معماری ایران) چاپ و منتشر شده است. مجموعه مقالات ایشان نیز در (یادنامه استاد کریم پیرنیا) چاپ شده است. علاوه بر آن کلیه ی اصطلاحات مربوط به معماری ایران را در کتاب (معماری مساجد، مدارس و باغ های ایرانی) گردآوری کرده است.
در سال 1373 بنا به درخواست گروه معماری دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران و تصویب دانشگاه تهران و وزارت فرهنگ و آموزش عالی به پاس بزرگداشت خدمات وی در راستای شناخت و آموزش معماری سنتی ایران به نامبرده درجه ی دکترای افتخاری معماری اعطا گردید. در مراسم اعطای دکترای افتخاری، شخصیت ها و دانشمندان بسیاری شرکت داشتند و طی سخنانی از وی تجلیل به عمل آورده و خدمات وی را ستودند. مرحوم پیرنیا، شعر نیز می سرود و تخلص وی (پروین) بوده است. اشعار او روان، محکم و دارای مضامین بسیار نو و ابتکاری هستند. مرحوم پیرنیا در سال 1376 شمسی چشم از جهان فرو بست و در دانشکده ی معماری دانشگاه یزد به خاک سپرده شد. پس از فوت او کتاب بسیار نفیس و جالبی به نام (یادنامه استاد کریم پیرنیا) به کوشش جمعی از شاگردان او، از جمله علی اکبر قلم سیاه تهیه شد و از طرف دانشگاه یزد چاپ و منتشر گردید. این کتاب حاوی مقالات و نوشته های متعددی است که دوستان و شاگردان و همکاران آن مرحوم درباره ی وی و یا در ارتباط با او و آثارش نوشته اند. مرحوم دکتر کریم پیرنیا پژوهشگر و نظریه پرداز معماری، نویسنده و شاعر خوب را، به حق باید احیاء کننده ی میراث های فرهنگی ایران به شمار آورد. او با کوشش ها و زحمات مستمر بار دیگر انظار را متوجه معماری سنتی ایران و ضرورت مرمت ابنیه ی تاریخی نموده و با این کار، دین بزرگ خویش را نسبت به فرهنگ و هنر ایران زمین ادا نمود. [1]
منابع:
[1]. سجادی نائینی، سید مهدی. معماران و مرمتگران سننی اصفهان. سازمان فرهنگی هنری شهرداری اصفهان. 1387