زه یا کناره ای که گرداگرد تابلو قرار میگیرد تا با جدا کردن آن از پیرامونش یا با اتصال آن به دکور پیرامونش ظاهر آن را بهبود بخشد. کنارههای تزیینی پیشینهای کهن دارد اما قالبهایی که ما میشناسیم در اصل نقش ساختاری و محافظتی پیرامونی داشتند برای تصاویر مذهبی که جابهجا میشدند یا در محجر محراب های بزرگ وابسته به معماری قرار میگرفتند. قاب ها معمولاً از جنس چوب هستند اما ممکن است به شیوه trompe L’Oil بر حاشیه کرباس یا بر گرداگرد نقاشی فرسک نقش شود. در سده نوزدهم قابهای گچین قالبریزی شده معمولاً زراندود را در کنار قابهای چوبی کندهکاریشده بکار میبردند.
یک قاب سفارشی را معمولاً از جنس چوب مصرفی یا تخته نگاری انتخاب میکنند بهطوریکه بهصورت جزء جدانشدنی آن باقی میماند. گاهی به وسیله هنرمند یا به سفارش او این قابهای سفارشی را طوری میساختند که طبق اسلوب ژرفا نمایی، قاب و تصویر را بههم پیوند بزند. گاهی هم این قابها حامل نوشتهای دربارهی مفهوم اثر هنری بود. معمولاً امکان تشخیص اصالت قاب تابلوهای نقاشی حتی اگر معاصر آن نقاشی باشند دشوار است مگر اینکه قاب سفارشی باشد یا سندی دال بر تعلق پاپ نقاشی در دست باشد. معمولاً قاب تابلوها به تبع سلیقه شخصی صاحبان و بیشتر مطابق مدهای جدیدتر تعویض میشد موزهها نیز سعی میکنند برای نقاشیها قابی تهیه کنند که متعلق به همان زبان و فرهنگ باشد. البته مواردی هم دیده شده که برای نشاندادن نقاشی در بهترین حالت ممکن قابی متعلق به زمان و مکان متفاوت را برای آن انتخاب کرده باشند [1].
منابع: [1] کار، داوسن ویلیام وکینگ لئوناردویلیام، شیوههای نگرش به تابلوهای نقاشی، مترجم: حمید فرهمند بروجنی، اصفهان: گلدسته. 1384.