حجاری و سنگ تراشی از هنرهایی است که در کشور ما سابقه ای دیرینه دارد. اما پس از گسترش دین اسلام و رواج معماری اسلامی نیز به تدریج سنگ تراشی یکی از شیوه های تزیین بناها گردید. این هنر هنگامی به اوج رسید که کتیبه های مساجد با خط خوشنویسان بزرگ زینت بخش بناها شد و در کنار سایر صنایع و هنرهای دستی به اوج تعالی رسید. این رونق آنگاه فزونی گرفت که مزارستان تخت فولاد به عنوان یکی از بزرگترین گورستان های تشیع، مورد توجه قرار گرفت. در این زمان سنگ تراشان و هنرمندان اصفهانی مجالی یافتند تا خط نوشته های اساتید بزرگ خوشنویسی را بر سنگ ها جاودانه سازند. از همین دوره بود که سنگاب نیز به مساجد و تکایا افزوده شد و دستان توانا و اندیشه های پویای هنرمندان این شهر چنان گل و بوته های زیبا و خطوط مختلف را بر سنگ های یکپارچه جان بخشیدند، که سنگاب هم جزیی از آثار ماندگار در بناهای تاریخی شد، تا جایی که اساتید و بزرگانی همچون استاد امین سنگاب ساز، حتی به سفرنامه های خارجیان نیز راه یافتند. محدود و معدود چنان کیفیت و ویژگی هایی برخوردار است که اگر او را در حفظ و تداوم معماری سنتی ایران، هم سنگ استادکاران قدیمی بدانیم سخنی به گزافه نگفته ایم.
مرحوم عمرانی در سال 1297 شمسی در شهر اصفهان بدنیا آمد. پدر او مرحوم ملاحیدر بود که در سنین کودکی غلامحسین روی در نقاب خاک کشید. غلامحسین عمرانی از همان دوران کودکی به سنگ تراشی و حجاری علاقه مند شد و تصمیم گرفت آن را به عنوان حرفه اصلی انتخاب کرد. به همین منظور به یزد رفت و در معادن سنگ مرمر آن شهر مشغول به کار شد پس از آن که معدل سنگ لاشتر شروع به کار کرد، به زادگاهش بازگشت و در خیابان فیض که نامیده می شد، کارگاهی برای خود تأسیس کرد. این کارگاه هنوز نیز دایر است و فرزندش حاج اصغر عمرانی در آن «چهارباغ امین الدوله» در آن زمان شغل پدر را ادامه می دهد.
در آن روزگار خیابان فیض از میان مزارستان تخت فولاد گذر می کرد و اکثر هنرمندان و سنگ تراشان اصفهان در این گذر مشغول به کار بودند. مشاهده ی هنرنمایی استادان حجاری که پیکرتراشی و حک گل و بوته برروی سنگ می کردند، استاد غلامحسین را نسبت به این هنر علاقه مندتر کرده و هر آن به شوق و ذوق او می افزود. در آن میان سنگاب سازی، علاقه ی واقعی و جدی او محسوب می شد. به تدریج استاد غلامحسین توانست کارهایی انجام دهد که مورد توجه قرار گرفته و در میان هنرمندان سنگ تراش اصفهان سرشناس گردد. حاج غلامحسین عمرانی در هیچ سازمان دولتی به استخدام در نیامد به همین جهت سابقه ای از کارهای او در دست نیست تا بتوان همچون سایر معماران و استادکاران آثار او را با ترتیب، توالی و نظم خاصی، ذکر نمود. بنابراین طی گفتگو با برخی از استادکارانی که به کار و هنر او اشراف داشته و آثار او را، اعم از پیکرتراشی، صورت سازی و گل و بوته برروی سنگ و بناهای سنگی دیده اند. و همچنين با عنايت به يادداشتي که نوه ي هنر دوست آن مرحوم، وحيد عمراني تهيه کرده، به معرفي اجمالي برخي از کارهاي او مي پردازيم.
– سنگاب موجود در سرسراي ورودي مهمانسراي عباسي. اين سنگاب که از سنگ يکپارچه تهيه شده، در محلي نصب گرديده که کليه ي مهمانان و شخصيت هاي خارجي آن را مورد بازديد قرار مي دهند. وجود اين سنگاب در سرسراي ورودي مهمان سرا خود عاملي است تا جايگاه فرهنگي سنگاب و نقش آن در مساجد و تکايا معرفي گردد.
– سقف سنگي مقبره ي پرفسور آرتور اپهام پوپ و همسر دانشمندش دکتر فيليس آ کرمان در شمال شرقي کرانه ي پل خواجو. پروفسور پوپ بنا به وصيتي که در زمان حيات کرده بود، در اين محل به خاک سپرده شد. سال هاست که بسياري از شخصيت ها، دانشمندان و کارشناسان خارجي که به اصفهان مي آيند. پس از بازديد از پل خواجو، از مقبره ي پروفسور نيز ديدار مي کنند. در حقيقت کار نمايان مرحوم عمراني در اين محل نيز خود بهترين معرف براي هنر سنگ تراشي و حجاري هنرمندان اصفهاني است.
– در حسينيه ي اصفهاني ها واقع در کربلاي معلي سنگاب نفيسي از استاد غلامحسين موجود است که آن را نيز مي توان يکي از شاخص هاي زيباي اين هنر ايراني به شمار آورد.
– پايه هاي برخي تنديس ها و يادمان هايي که در برخي از ميادين اصفهان نصب شده نيز از آثار مرحوم عمراني است.
– سردر ورودي کاخ مرمر تهران. مرحوم عمراني اين کار را با همکاري ساير اساتيد سنگتراش انجام داده است.
– سردر ورودي معبد زرتشتيان در خيابان نظر اصفهان که در نهايت نفاست و زيبايي ساخته شده است.
– سنگ مزار شهيد آيت الله صدوقي در يزد – سردر ورودي بارگاه امامزاده شاهچراغ در شيراز.
– سنگ هاي مزار سران و خوانين ايل بختياري واقع در تکيه ي مير تخت فولاد اين سنگ ها نيز چنان با ظرافت و هنرمندي تراشيده شده اند که بيننده را به اعجاب و تحسين وا مي دارد.
مرحوم استاد حاج غلامحسين عمراني در سال 1374 خورشيدي در اصفهان در گذشت و در باغ رضوان به آرامش ابدي رسيد. از مرحوم استاد غلامحسین عمرانی و فرزند پسر و 2 فرزند دختر باقی ماند. خوشبختانه فروزانی عشق نسبت به بناهای تاریخی اصفهان به فرزندان وی نیز سرایت نموده است.
با مرگ استاد غلامحسین عمرانی یکی دیگر از هنرمندان اصفهان، روی در نقاب خاک کشید. هنرمندی که آثار بدیع و چشم نوازش بیانگر ویژگی های فکری و روانی صنعت گران اصفهانی بود. ویژگی هایی همچون ذوق، ابتکار، هنر، پشتکار و قناعت که قرن هاست هنرمند اصفهانی به آن ها شهره است و باعث شده این شهر مهد فرهنگ و هنر و صنایع ظریفه ای کشور نامیده شود [1].
منابع:
[1]. سجادی نائینی، سید مهدی. معماران و مرمتگران سنتی اصفهان. سازمان فرهنگی هنری شهرداری اصفهان. 1387.