رنگ

Color

نویسنده: داوسن ‌ویلیام کار و کینگ لئوناردویلیام

نور سفید (نظیر نور خورشید) حاوی تمام طول موج‌های مختلف نور است که به‌صورت رنگ دیده می‌شود. به کمک یک منشور می‌توان نور سفید را به طیف رنگ های رنگین‌کمان تجزیه کرد. وقتی‌که نور از سطح یک جسم باز می‌تابد چشم و (ذهن) نورهای خالص را درک می‌کنند. برای مثال یک رنگدانه آبی تمام طول موج‌های نور را به‌جز آن‌هایی که در گستره‌ی آبی قرار دارد باز می تابند تا، آن‌ها را ببینیم. رنگ‌ها را با سه صفت مشخص می‌کنند  hue یا  tine(به معنی ته رنگ) (که با نام عمومی یک رنگ نظیر قرمز یا نارنجی قرین است). value یا tone به معنی ارزش رنگ یا سایه رنگ که تعیین کننده روشنی یا تاریکی نسبی رنگ است و درباره رنگ خاکستری دامنه از سفید تا سیاه دارد و intensityیا (شدت رنگ) که بیانگر درجه پررنگی یک رنگ است: برای مثال شدت رنگ یک آبی باز از یک آبی سیر پر رنگ کمتر است.

اصطلاحات برابر نهاد half-toneو middle-tone (به معنی نیم سایه یا میان سایه) برای توصیف رنگی به کار می رود که در جایی میان روشنترین (و بی مایه ترین) و پرمایه ترین ظاهر یک ته رنگ ویژه قرار دارد. در یک تابلوی نقاشی میان سایه‌ها به‌طور جزئی از فرم (مثل قطعه‌ای از پرده یا رنگ بدن) یعنی بین روشن و سایه دیده می‌شوند . بدین ترتیب از رنگ برای القاء شکل سه ‌بعدی استفاده می‌شود.

 هنرمندان در تجربه کاری خود خیلی زود با اصول ترکیب رنگ آشنا شدند. رنگ‌های اصلی عبارت‌اند از قرمز و زرد و آبی. با ترکیب رنگ‌های اصلی به‌ترتیب به نسبت‌های متفاوت رنگ های فرعی نارنجی و سبز و ارغوانی تولید می‌شود برای مثال سبز حاصل ترکیب آبی و زرد است. رنگ‌های گرم حجم بیشتری از سایه‌ رنگ‌های قرمز و رنگ‌های سرد مقدار بیشتری از سایر رنگ‌های آبی دارند، تضاد رنگ‌های مکمل با یک دیگر خیلی زیاد است (برای مثال اگر قرمز و سبز در کنار هم قرار گیرند ظاهر یکدیگر را تشدید می‌کنند و اگر در همان میزان خاکستری تولید می‌شود) القای حس پارچه‌های قوس قزحی چند رنگ نما که در بسیاری از نقاشی‌ها دیده می‌شود ریشه در کاربرد رنگ‌های مکمل در روشنی‌ها و سایه‌های یک پرده دارد. نظریه رنگ در تاریخ هنر نقش ویژه‌ای داشته است. بیشتر نظریه‌های رنگ حاصل کوششی است برای طبقه‌بندی یا اسلوب بخشی روشی که مطابق آن چشم رنگ‌ها را می‌بیند و رشته‌ای از راهبردها ی زیبایی‌شناختی را در اختیار هنرمند یا بیننده قرار می‌دهد [1].

منابع: [1] کار، داوسن ‌ویلیام وکینگ لئوناردویلیام، شیوه­های نگرش به تابلوهای نقاشی، مترجم: حمید فرهمند‌ بروجنی، اصفهان: گلدسته. 1384.

این مطلب را اشتراک بگذارید

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *