اصول اخلاقی در موزه داری

ethics in museology

نویسنده:

به طور كلي، اصول اخالقي شاخهای از فلسفه است كه به شناخت ارزشهايي
كه رفتار عمومي و خصوصي بشر را هدايت ميكند، مرتبط است. اصول اخالق
بسيار فراتر از مباحث سيرت اخالقي در تصور عامه است و دليل تفاوت آن با سيرت
اخالقي، انتخاب آزدانۀ ارزشها از جانب فردِ عامل، به جای تحميل آنها با
مجموعهای از قوانين است. اين تمايز، به دليل پيآمدهايش برای موزهها الزامي
است، زيرا موزه سازمان است؛ يعني بايد گفت، پديدهای كه مبتني بر توافق مشترک
وجود دارد و مي تواند تغيير يابد.
اصول اخالقي را ميتوان در موزه اينگونه تعريف كرد: فرايند بحث با هدف
شناخت ارزشها و قواعد اساسي كه كار موزه به آنها متكي است. اين اصول
اخالقي، به شكلگيری قواعدی منجر ميشود كه در منشورهای اصول اخالقي
موزه مطرح ميشود و منشور ايكوم، مثالي از آنهاست. 

1 .هدف از اصول اخالقي، هدايت رفتار موزه است. از ديدگاه اخالقيات به
جهان، واقعيت منوط به نظم اخالقي است كه جايگاه هر فرد را تعيين ميكند. اين
نظم، تماميتي را شكل ميدهد كه هر موجود بايد با انجام تمام و كمال وظيفهاش،
بهسمت آن در تالش باشد، و اين فضيلت محسوب ميشود (افلاطون، سيسرون، غيره( در مقابل، ديدگاه اصول اخالقي به جهان مبتني بر جهاني بي نظم و درهم-
وبرهم است، كه به صورت اتفاقي و بدون هيچگونه اوضاع ثابتي بر جای مانده است.
در مواجهه با اين بينظمي جهاني، افراد تنها تشخيصدهندۀ بهترين چيز برای خود هستند (دلوز و نیچه). آنها تنها بايد برای خودشان تصميم بگيرند كه چه چيز بد و چه چيز خوب است. بين اين دو موضع بنيادين كه نظم سيرت اخالقي و بينظمي
اصول اخالقي است، تا جايي كه توافق آزادانه بين افراد برای شناخت ارزشهای
مشترک امكانپذير باشد )از قبيل قاعدۀ احترام به انسانها(، مسيری ميانه برای آنها
قابلتصور است. باز هم اين ديدگاهي مبتني بر اصول اخالقي است كه در كل،
شيوۀ تعيين ارزشها را آزادیهای مدرن كنترل ميكند. اين تمايز اساسي، حتي
امروزه نيز بر تقسيمبندی بين دو نوع موزه يا دو شيوۀ عمل تأثير ميگذارد.
به نظر ميرسد برخي موزههای بسيار سنتي، از قبيل موزههای هنرهای زيبا،
نظمي از پيش تعيين شده را دنبال ميكند؛ مجموعههای آنها مقدس مينمايد و
مدلي از رفتار عاملان مختلف (موزه داران و بازديدكنندگان)، روحيهای جهادی در
شيوۀ انجام وظايف آنان تعريف ميشود.
از سوی ديگر، برخي موزهها كه شايد نسبت به واقعيت عملي زندگي مردم
محتاطتر بوده است، خود را به ارزشهای مطلق وابسته نميداند و دائماً آنها را
ارزيابي ميكنند. اين موزهها ميتواند بيشتر با زندگي واقعي در تماس باشد، از قبيل
موزه های انسان شناسي كه در تالش برای درک واقعيتي قومي است، واقعيتي كه
اغلب درنوسان است؛ يا موزههای به اصطالح :«اجتماعي» كه برای آنها سؤالات و گزينشهای عملي )سياسي يا اجتماعي( بيش از مذهبِ مجموعهها حائزاهميت است.
2 .درحاليكه، تمايز بين اصول اخالقي و اخالقيات در فرانسه و اسپانيايي كاملا روشن است، اين اصطالح در انگليسي بيشتر گيج كننده است.(e فرانسوی
ممكن است در انگليسي، اصل اخلاقي يا همچنين، سيرت اخلاقي ترجمه شود.) از اينرو، نسخۀ انگليسي منشور اصول ايكوم(2006 ،)در فرانسه به صورت dedéontologie code ظهور مييابد (و در اسپانيايي،Código de deontología  درهرصورت، ديدگاه مطرح در اين منشور، بهوضوح تجويزی و  هنجارمند است (و بسيار به منشورهای انجمن موزه های انگليس و انجمن موزه های امریکا شبیه است.)

اين مشور در هشت بخش ارائه شده است كه مقياسهای اساسي برای توسعۀ
هماهنگ )فرضي( نهاد موزه در جامعه را شناسايي ميكند: : 1: موزه ها مسئول
حفاظت و نگهداری، مستندسازی و توسعۀ ميراث طبيعي و فرهنگي بشر
هستند.منابع سازماني، فيزيكي و مالي كه برای افتتاح موزه نياز هستند.2 :موزه هايي كه مجموعه ها را نگه ميدارند، آنها را برای منفعت جامعه و توسعۀ آن
مسئولانه حفظ ميكنندمباحث اكتساب و رد مالكيت مجموعه ها3: موزه ها
شواهد ابتدايي برای ساخت و پيشبرد دانش را حفظ ميكنند  وظيفه شناسي پژوهش یا گردآوری مدرک4: موزه ها فرصتهايي را برای تقدير، درک و مديريت ميراث طبيعي و فرهنگي فراهم ميكنند و ظيفه شناسي به نمايش گذاشتن5 :موزه ها منابعي را حفظ ميكند كه فرصتي برای ساير خدمات فراهم ميآورد و از اين طريق
به عموم سود ميرسانند (مباحث تخصص). 6: موزهها در همكاری نزديک با
اجتماعاتي كار ميكنند كه مجموعههايشان از آنها سرچشمه گرفته است و نيز
اجتماعاتي كه به آنها خدمات ميدهند (مباحث دارايي فرهنگي)؛7: وزهها قانوني
عمل ميكنند (با احترام به حكم قانون) 8: موزهها تخصصي عمل ميكنند(رفتار
تخصصي و چالشهای منفعت).

3 .سومين تأثير مفهوم اصول اخالقي بر موزهها، نقش آن در تعريف موزه شناسي، به صورت اصول اخالقي موزهای، است. از اين ديدگاه، موزهشناسي علمي در توسعه نيست (آن طور كه استرانسكای مطرح كرده است)، زيرا مطالعۀ تولد و
تكامل موزهها، شيوههای علوم بشری و طبيعي را دنبال نميكند؛ چون موزه نهادی
منعطف و قابلتغيير است. درهرحال، موزهها به عنوان ابزاری برای زندگي اجتماعي،
به گزينشهای بيپاياني برای تعيين كاركرد خود نياز دارند. و بهطور دقيق، انتخاب
اهدافي كه اين مجموعه شيوهها ميتواند برای آنها به كار گرفته شود، چيزی غير از
انتخاب اصول اخالقي است.
در اين مفهوم، موزه شناسي ميتواند، اصول اخالقي موزهای تعريف شود، زيرا
اصول، تصميم گيرندۀ چگونگي و اهداف موزه است. در حوزۀ اصول اخالقي، ايكوم
توانست منشور اصول اخالقي را برای مديريت موزهها تدوين كند، اصول اخالقي
كه منشوری مشترک، شامل مجموعهای اجتماعي حرفهای را شكل داده است و در چارچوب خدمات حقوقي عمل ميكند. [1]

[1].  دوله آندره.فرانسوا مهرس. مفاهیم کلیدی موزه شناسی. مترجم : كورس سامانيان، مرضيه حكمت، معصومه كريمي. ایکوم فرانسه.1393.

این مطلب را اشتراک بگذارید

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *