آموزش

education

نویسنده:

به طور كلي، آموزش به معنای تربيت و پيشرفت انسان و ظرفيتهای او با ايجاد
بستر مناسب برای انجام اين امر است. آموزش موزه ميتواند مجموعه ای از ارزش
ها، مفاهيم، دانش و فعاليتها به منظور تضمين رشد بازديدكننده تعريف شود؛ آموزش، فرايند فرهنگپذيری است كه بر شيوههای آموزش و پرورشي، توسعه، تكميل و اكتساب دانش نوين متكي است. 

1. مفهوم آموزش بايد در ارتباط با ساير اصطلاحات تعريف شود؛ اولين با ذهن مرتبط است و بهصورت دانشي كه شخص  اصطلاح، دستورالعملي است كه كسب ميكند و با آن ماهر و آموزشديده ميشود (Toraille, 1985) ، شناخته ميشود. آموزش، مقوله ای است كه هم به قلب و هم به ذهن مربوط است، و دانشي است كه شخص ميخواهد در يک رابطه به روزرساني كند؛ رابطهای كه در آن،دانش درجهت توسعۀ ادراک و سرمايه گذاری فردیِ مجدد، به تحرک در ميآيد. آموزش، به معنای ارتقای ارزشهای اخلاقي، فيزيكي، عقلاني، علمي و دانش است. ، ( دانش )،(مهارت) ، ( بودن ) و(دانستنِ چگونه بودن)  چهار جزء عمده در رشتۀ آموزشي است. اصطلاح آموزش، از educere لاتين ميآيد، يعني هدايت به خارج، (يعني خارج از كودكي)كه بعدی از مشاركت فعال در فرايند انتقال پنداشته ميشود. و با مفهوم بیدار کردن در ارتباط است، اين مفهوم در پي برانگيختن حس كنجكاوی است، تا فرد را به سؤالكردن و ارتقای ظرفيت برای تفكر سوق دهد. از اينرو، هدفِ آموزشِ غيررسمي، توسعۀ حواس و آگاهي است؛ فرايندی از توسعه كه به جای شرطيكردن و القاكردن، تحول و انتقال را در بر دارد، يعني همان تفكراتي كه در پي مخالفت با آنهاست. ازاينرو، با دستورالعملي شكل ميگيرد كه دانشي مفيد را منتقل ميكند، و آموزشي كه اين دانش را قابل انتقال و قادر به سرمايه گذاری مجدد فرد در جهت توسعۀ فرايندِ انسان شدن، ميسازد.

2. در مفهومي موزه ای تر، آموزش عبارت است از بسيج دانشي كه از موزه ريشه
گرفته و هدف آن، توسعه و تكميل افراد با جذب آن، ايجاد حساسيتهای جديد و
تحقق تجربه های تازه است آموزش و پرورش موزه، چارچوب نظری و روشمندی در خدمت فعاليتهای آموزشي در محيط موزه است، كه هدف اصلي اين فعاليتها ابلاغ دانش (اطلاعات، مهارتها و نگرشها) به بازديدكننده است.( Allard and (Boucher, 1998

يادگيری، عمل دريافت، تعامل و جذب اثر از سوی فرد، تعریف می شود شود كه به اكتساب دانش يا توسعۀ مهارتها يا نگرش ها منجر ميشود Allard and (Boucher, 1998) يادگيری به شيوۀ فردی مربوط است كه بازديدكننده با آن موضوع را جذب ميكند. با توجه به علم آموزش يا تربيت فكری، اگر تربیت بيشتر به كودكي
اشاره داشته باشد و بخشي از پرورش محسوب شود، اصطلاح تعليمي 130 ، نظريۀ نشر
دانش قلمداد ميشود؛ يعني شيوهای برای ارائۀ دانش به فرد، در هر سني كه باشد.
ما ميتوانيم به اصطلاحات مرتبط ديگری نيز اشاره كنيم كه بر اين رويكردها
يا ( فعاليتهای موزه ) سايه افكنده است يا آنها را تقويت ميكند. اصطلاحات
اغلب بر توصيف كارِ ،( وساطت ) يا ( تفسير ) همانند اصطلاح ،(كنش فرهنگي )انجام شده برای عموم، در تلاشهای موزه برای انتقال، دلالت ميكند. معلم ميگويد من به شما آموزش ميدهم تا بدانيد (Caillet andLehalle, 1995) .
هدف از اين تمايز، انعكاس تفاوت بين عمل تربيت، و فرايند آگاهي است، اين
فرايند فرد را به سمت خود جذب ميكند كه اتمام كار برای او، به ميزان درک محتوا وابسته است. تربيت، محدوديت و اجبار را به همراه دارد، درحاليكه در حوزۀ موزه، با آزادی همراه است (Schouten, 1987) .

در آلماني، اصطلاح آموزش وپرورش، يا Pädagogik بيشتر مصطلح است، و
واژۀ به كاررفته برای توصيف آموزش در موزه ها، Museumspädagogik است. اين
اصطلاح، بيانگر تمامي فعاليتهايي است كه موزه، صرفنظر از سن، آموزش يا پيش زمينۀ اجتماعي عموم مربوطه، ميتواند عرضه كند.[1]

[1].  دوله آندره.فرانسوا مهرس. مفاهیم کلیدی موزه شناسی. مترجم : كورس سامانيان، مرضيه حكمت، معصومه كريمي. ایکوم فرانسه.1393.

این مطلب را اشتراک بگذارید

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *