ارتباط

Communication

آندره دوله.فرانسوا مهرس

ارتباط، عمل انتقال اطلاعات بين يک يا چندين ارسال كننده و يک يا چندين دريافت كننده از طريق يک كانال است. مفهوم آنقدر كلي است كه به فرايندهای بشریِ انتقال اطلاعاتي واجد يک ماهيت معنايي محدود نميشود، بلكه همچنين ارتباط با ماشين ها و جانوران يا زندگي اجتماعي را شامل ميشود. اين اصطلاح، دو معنای معمول دارد كه ميتواند، بر اساس اينكه آيا پديده دوجانبه است و يا يکطرفه، در درجات متفاوت در موزه ها يافت شود. در مورد اول، ارتباط، تعاملي خوانده مي شود، درحاليكه در دومي، يک جانبه است و با گذر زمان گسترش مي  يابد ارتباط، هنگامي كه يکجانبه باشد و در زمان عمل كند نه فقط در مكان، انتقال نامیده می شود. در زمينۀ موزه، ارتباط به صورت ارائۀ نتايج پژوهش انجام شده در مجموعه ها(كاتالوگ ها، مقالات،كنفرانسها، نمايشگاهها) و همچنين، تدارک اطلاعاتي درباب آثار مجموعه ها(نمايشگاه دائمي و اطلاعات مرتبط با آن) نمود مي يابد. اين تفسير، نمايشگاه را هم بخشي ادغامي از فرايند پژوهش و هم عنصری در سيستم ارتباطي ميبيند كه به طور مثال، نشريات علمي را نيز شامل ميشود. اين منطقي است كه در سيستم PRC (حفاظت و نگهداری ، پژوهش ، ارتباط) رواج يافته است،
سيستمي كه آكادمي رينوارت در آمستردام مطرح كرد و در آن، كاركردهای
نمايشگاه، نشر، و آموزشِ موزه، همه، ذيل عنوان ارتباط قرار ميگيرد.

1. عليرغم وجود اصطلاح ارتباط، در تعريف ايكوم از موزه تا 2007 ، كاركرد اين اصطلاح برای موزه روشن نيست. اين تعريف اشاره ميكند كه موزه ((ميراث ملموس و غيرملموس بشريت را برای اهداف آموزش، مطالعه و لذت، كسب، حفاظت و نگهداری، و دربارۀ آن پژوهش ميكند؛ آن را ارتباط و نمايش ميدهد.))

كاركرد اصلي موزه تا نيمۀ دوم قرن بيستم، حفاظت و نگهداری از گنجينه های فرهنگي يا طبيعي گردآمده، و احتمالاً نمايش آنها، بدون بيان آشكار هدفي برایارتباط، يعني انتقال پيام يا اطلاعات به مردمِ دريافت كننده، بود. اگر در دهۀ 1990، مردم از خود سؤال ميكردند كه آيا موزه واقعاً رسانه است. اين بدان علت بود كه كاركرد ارتباطي موزه برای همه آشكار نبود. ازسويي، ايدۀ پيام موزه نسبتاً ديرهنگام و با نمايشگاههای موضوعيِ آموزشمحور ظهوريافت؛ ازسوی ديگر، مردمِ دريافتكننده مدتها بسيار ناشناخته باقي ماندند، و تنها در زمانهای اخير است كه مطالعات بازديدكنندۀ موزه و بررسي های بازديدكننده توسعه يافته است. از ديدگاه موردتأييد در تعريف ايكوم از موزه ها، ارتباط موزه، به معنای به
اشتراک گذاشتن آثار در مجموعه و اطلاعات منتج از پژوهش دربارۀ آنها با  افرادمختلف ديده ميشود. 

2. خاص بودن ارتباط را، آنگونه كه موزهها شكل دادهاند، ميتوان در دو نكته
تعريفكرد: (1) اين ارتباط اغلب يکجانبه است؛ يعني، بدون امكان پاسخ از مردم
دريافت كننده، كه مک لوهان و پارکر، بر نهايت انفعال آنها تأكيد كرده اند. اين به اين معنا نيست كه بازديدكننده شخصاً در اين نوع ارتباط درگير نميشود )چه تعاملي باشد يا نباشد. ( Hooper-Greenhill, 1991) . (2)این ارتباط نه لزوماً شفاهي است، و نه واقعاً با خواندن متن قابل مقايسه است.(Davallon,1992). بلكه با ارائۀ حس آثار نمايش يافته عمل ميكند: آنگاه موزه به عنوان سيستمي ارتباطي، به زبان غيرشفاهي آثار و پديدههای قابل مشاهده وابسته است. اين سيستم، اساساً زباني بصری است و گاهي زباني شفاهي يا ملموس. آنقدر قدرت ارتباطي آن زياد است كه مسئوليت اخلاقي در كاربرد آن بايد نگراني ابتدايي مسئول موزه باشد. (Cameron,1968)

3. به طوركلي تر، رو به پايان قرن بيستم، ارتباط به تدريج نيروی محرک فعاليت های موزه ميشود. اين بدان معني است كه موزهها به شيوۀ خاصي ارتباط برقرار
ميكنند (به سبک خودشان) و همچنين، با استفاده از ساير تكنيک های ارتباطي، احتمالاً برای ريسک در سرمايه گذاری كمتر برای اصليترين مسئله در كارشان. بسياری از موزههای بزرگ، بخش روابط عمومي، يا (بخش برنامه های عمومي)دارد، اين بخش به توسعۀ برنامههايي با هدف برقراری ارتباط با حوزههای متنوعي از عموم و دستيابي به آنها ميپردازد؛ عمومي كه كمابيش هدف قرار گرفته است و اينگونه، آنها را با فعاليتهای سنتي يا نو درگير ميكند (رويدادها، گردآوریها، انتشارات، فعاليتهای خارج از حوزه و غيره)، در اين زمينه، مبالغ هنگفتي كه موزه ها در سايتهای بيتالمللي سرمايهگذاری ميكند، بخش مهمي از منطق ارتباطي موزه است. پيآمدهاي اين امر، بسياري از نمايشگاههاي ديجيتال يا الكترونمايشگاه ها(رشتهاي كه موزه ميتواند در آن تخصص واقعي داشته باشد)، كاتالوگ هاي آنلاين، ميدانهاي بحث سطحِ بالا، و تهاجمهايي به شبكههاي ارتباطي(يوتيوب  ،
توييتر، فيس بوک  و غيره) را شامل مي شود.

4. اين بحث با توجه به شيوههای ارتباطي موزه مسئلۀ انتقال را ايجاد ميكند.فقدان شديد تعامل در ارتباطِ موزه ما را به سؤال از خودمان در اين باب سوق مي دهد كه چگونه ميتوانيم بازديدكنندهها را فعالتر كنيم، درحاليكه در پي مشاركت
آنها هستيم؟ (McLuhanand Parker 2008, 1969). ما توانسته ايم برچسب ها يا حتي داستان اصلي را تا حدی حذف كنيم تا عموم، با حركت در موزه، بتواند بنيان اعتقادی خود را بسازد، اما اين امر ارتباط را تعاملي نميكند. تنها مكانهايي كه
درجهای از تعامل در آن وجود دارد(مثل كاخ ديسكاوری  ، موزه علوم و صنعت در پاريس، يا اكسپلوراتوريوم در سانفرانسيسكو( بيشتر به پارکهای سرگرمي شبيه است كه جاذبههای تفريحي را گسترش ميدهد.
باوجوداين، به نظر ميرسد وظيفۀ اصلي موزه بيشتر به انتقال نزديک است، كه
در طول زمان، ارتباطي يکجانبه قلمداد شده است؛ به گونه ای كه هر شخص ميتواند دانشي فرهنگي را جذب كند كه بشريت او را تصديق ميكند و او را در جامعه قرار ميدهد.[1]

[1].  دوله آندره.فرانسوا مهرس. مفاهیم کلیدی موزه شناسی. مترجم : كورس سامانيان، مرضيه حكمت، معصومه كريمي. ایکوم فرانسه.1393.

این مطلب را اشتراک بگذارید

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *