آثار بدلی و تقلبی

Fakes and Forgeries

نویسنده: داوسن ‌ویلیام کار و کینگ لئوناردویلیام

 اشیایی که شبیه آثار هنری واقعی هستند اما در واقع با هدف فریب بیننده خلق شده‌اند. معمولاً انگیزه اصلی بدل‌سازی نفع مالی است. هنگام خلق اثری که قرار است بفهماند متعلق به زمانی قدیمی‌تر است، بدل‌ساز معمولاً ندانسته ناهنجاری‌های سبکی و تکنیکی ویژه زمانش را وارد اثر می‌کند. برعکس، هنگام خلق یک اثر تقلیدی بدلسازی هنری نقاش دانسته با رونوشت برداری از تعدادی نقاشی اصلی و با ترکیب کردن آن‌ها در یک اثر منفرد از کار یک هنرمند خاص با یک سبک هنری ویژه تقلید می‌کند. برخلاف بدلسازی در تقلید هنری، کپی کاری لزوماً قصد فریب وجود ندارد با افزایش ارزش مادی آثار هنری خاص اشتیاق بدل سازان نیز فزونی می‌یابد برای مثال در پایان سده نوزدهم یک بازخیزی در علاقه به آثار نقاشی رنسانس ایتالیا رخ داد و تقاضای گسترده برای یک چنین تابلوهایی از توی موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی موجب افزایش قیمت آن‌ها شد. لذا فضایی مناسب برای تجارت آثار بدلی فراهم آمد. پیشه وران باتجربه بدل‌های بسیار زیرکانه ای از آثار نقاشان آغازگر رنسانس تولید کردند و بدین منظور گاهی از تکه چوب‌های کهنه برگرفته از لوازم منزل عتیقه به‌عنوان تکیه‌گاه نقاشی استفاده کرده‌اند. پس‌از تکمیل نقاشی آن را با قرار دادن در معرض عوامل محیطی کهنه می‌کردند برای مثال آن را چند ماه در معرض تابش نور خورشید قرار می‌دادند. گاهی هم برای‌اینکه حالت کهنگی بیشتری در سطح آثار بدلی به وجود آورند به آن‌ها صدمه می‌زدند و دوباره مرمت شان می‌کردند. با پیشرفت روش‌های تجزیه علمی آثار هنری در نیمه اول سده بیستم توانایی شناسایی آثار بدلی و تقلبی توسعه ای وافر یافت. مطالعه فنی روی آثار هنری اصل،  امکان شناخت هر چه بهتر مواد مورد استفاده به وسیله هنرمندان در طی دوران های خاص را فراهم کرد. هنگامی که درباره اصل یا بدل بودن یک نقاشی تردیدی بروز می کرد دانش مسلم فنی مبنای تجربه قیاسی قرار گرفت: اگر مواد به‌کاررفته در اثر،  مورد تردید با مواد شناخته‌شده موجود در یک اثر اصل متعلق به یک دوره خاص ناسازگاری داشت تردید درباره بدتر بودن آن به یقین تبدیل می‌شد. در این زمینه به تجزیه ی رنگدانه‌ها توجه ویژه‌ای می‌شد. برای مثال سفیداب روی (سینکا)که رنگدانه‌ای رایج در سده نوزدهم بود تا پیش‌از دهه 1830 در زمره مواد هنری قرار نداشت. لذا وجود آن در تابلویی که تصور می‌شد متعلق به دوره پیش تر مثل سده پانزدهم یا عصر رنسانس آغازین ایتالیا باشد دلالت بر این خواهد داشت که اثر مورد نظر یک اثر تقلبی جدیدتر است. البته در هر حال حاضر اطلاعات مربوط به کاربرد رنگدانه‌های خاص همان‌طوری که در اختیار پژوهشگران است در اختیار بدل سازان بالقوه نیز است. خوشبختانه دانشمندان مرمت به توسعه روش‌های تجزیه‌ای ادامه می دهند و به کمک آن میتوان آثار بدلی را شناسایی کرد. از ابزارهایی نظیر میکروسکوپ الکترونی پویش گر(SEM) می‌توان برای شناسایی خواص منشأ و شیوه‌های تولید رنگدانه های خاص بهره جست. تجزیه عناصر ناچیز و تاریخ گذاری کربن چهارده را هم می‌توان بر روی نمونه‌هایی که روزبه‌روز کوچکتر می‌شوند بکار برد و نهایتاً این روش‌های فنی امکان تاریخ‌گذاری مطمئن تکنیک‌های نقاشی را فراهم کرده‌است. امروزه تصور بر این است که یک بدل ساز نمی‌تواند یک اثر هنری جعلی تولید کند مگراین‌که نوعی از ناهمسازی فنی در آن رخ بنماید.

 هرچند ابزارهای تجزیه علمی اطلاعات تجزیه‌ای ارزشمندی در اختیار قرار داده‌اند بایستی درک کرد که درحقیقت “رد یا اثبات” اصالت یک اثر هنری غیرممکن است، زیرا شواهد علمی می‌تواند پشتوانه یک برداشت باشد اما همیشه نیازمند تفسیر و مقایسه است. در نهایت مجبور می‌شویم که به چشم خود متکی باشیم که قابل‌اعتمادترین ابزار برای بررسی یک اثر هنری است [1].

منابع: [1] کار، داوسن ‌ویلیام وکینگ لئوناردویلیام، شیوه­های نگرش به تابلوهای نقاشی، مترجم: حمید فرهمند‌ بروجنی، اصفهان: گلدسته. 1384.

این مطلب را اشتراک بگذارید

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *