به طور لفظی این واژه به تکه پارچه بافتهشده از الیاف کتان، کنف یا پنبه اطلاق میشود، اما در اصل برای هرگونه پارچهای با هر نوع الیاف که بهعنوان تکیهگاه نقاشی بکار میرود، از واژه کرباس استفاده میشود. کاربرد کرباس را میتوان به دوران باستان نسبت داد اما سابقه ایی که از این ماده در ذهن داریم کاربرد آن را به اولین نقاشی دوره رنسانس ایتالیا بازمیگرداند. در آن هنگام پیشتر از افزودن بستر گچی Gesso Ground بر سطح تخته چوبی تکهای کرباس را به سطح میچسباندند. برای اینکار از دو روش استفاده میشد. گاهی پارچه را به صورت شل بر سطح تخته چوبی میکشیدم و گاهی حتی، کرباس را به بر لبه باریک چوبهای بههمپیوسته موسوم به چارچوب یا کلاف محکم میکردند. در ونیز نقاشی برروی پارچه جای نقاشی فرسنگ را گرفت. چون در محیط مرطوب شهر ونیز دیوارنگاری دوام زیادی نداشت از کرباس بهعنوان یکجانشین بادوام و ارزانقیمت برای پوشاندن سطوح بزرگ دیوارههای مزین به آرایههای رنگی استفاده میشد.
در ونیز نقاشی روی پارچه جای نقاشی فرسک را گرفت چون در محیط مرطوب شهر ونیز دیوارنگاره دوام زیادی نداشت از کرباس به عنوان یک جانشین بادوام و ارزان قیمت برای پوشاندن سطوح بزرگ دیواره آرایه های رنگی استفاده می شد علاوه براین اولین نقاشی های روی کرباس به عنوان جانشین بیرق ها و نگاره های جنگی رواج یافت.
سکی با پارچه ای سبک جانشین مناسبی بود برای تخته های چوبی سنگین و مزاحم همچنین نقاشی روی کباب پز های بزرگ جانشین بسیار ارزان قیمتی بود برای پرده های قالی نمای رایج در تزیین آثار معماری اروپایی شمالی در سده پانزدهم در شیوههای از نقاشی روی کرباس مهارت یافتند که به یا پرده های دو طرف نما موضوع است از آن موقع کاربرد کربن برای اجرای نقاشی های رنگ روغنی توسعه و رواج یافت و از نظر باز و وضع خیلی متنوع است یکی از بافته ها از خیلی ظریف نظیر(دستمال جیبی) تا خیلی بزرگ نظير(گونی) را دربر میگیرد. معمولاً ساختار و الگوی بافت کرباس بر سطوح تابلوی نقاشی مشاهده میشود. گرچه بیشتر کرباس ها بافتی ساده داشت، اما نمونه هایی از بافتهای غیر متداول (نظير بافت جناغی) نیز یافت می شد [1].
منابع:
[1]. کار، داوسن ویلیام وکینگ لئوناردویلیام، شیوههای نگرش به تابلوهای نقاشی، مترجم: حمید فرهمند بروجنی، اصفهان: گلدسته. 1384، ص11.