به طور كلي، نهاد بر انجمني دلالت دارد كه به واسطۀ توافق دوجانبه بين افراد برپا شده است؛ ازاينرو، به صورت قراردادی شكل مي گيرد اما، به صورت تاريخي، تاريخ گذاری مي شود و نهادها در ميان طيف گستردۀ راه حلهای بشريت در پاسخ به مسائل برخاسته از نيازهای طبيعي زندگي در جامعه، قرار ميگيرد. به طور خاص تر، نهاد به سازماني عمومي يا خصوصي اشاره دارد و آن را جامعه
برای پاسخ به نياز خاصي شكل داده است. موزه در آن مفهومي از نهاد جای مي گيرد كه آن را سيستم مشخص قانوني، عمومي يا خصوصي، كنترل مي كند. موزه، چه مبتني بر مفهوم اعتبار عمومي (در قانون آنگلوساكسون) باشد، چه مالكيت عمومي (در فرانسه بعد از
انقلاب)، فارغ از تفاوت در قراردادها، توافقي دوجانبه بين افراد جامعه را نشان مي دهد، و به عبارت ديگر، نهاد است.
در فرانسه، وقتي اين اصطلاح به صفت كلي (موزه ای) مربوط ميشود
muséale institution ، درمفهوم عمومي آن كه به موزه ها مربوط است،اغلب
به عنوان مترادفي برای (موزه)، و در بيشتر مواقع برای اجتناب از تكرار زياد واژۀ
موزه به كار ميرود و با وجود اين، برای بحثهای مربوط به موزه ها الزامي است.
اصطلاح نهاد كه دارای سه مفهوم پذيرفته شده است، در مباحث مربوط به موزه
جايگاه خاصي دارد.
1 .با توجه به ماهيت نيازی كه نهاد برای پاسخ به آن شكل ميگيرد، دو سطح
از نهادها وجود دارد. اين نياز ميتواند در وهلۀ اول بيولوژيكي(نياز به خوردن،
توليدمثل، خواب و غيره)باشد يا در نتيجۀ نيازهای زندگي در جامعه به وجود آمده
باشد (نياز برای سازماندهي، دفاع، سالمتي، غيره).
اين دو سطح، با دو نوع نهاد مطابق است كه به يک اندازه انحصاری نيست:
غذا، ازدواج و مسكن از سويي، و ايالت، ارتش، مدارس، بيمارستانها، از سوی ديگر.
موزهها چون با نياز اجتماعي مواجه است (ارتباط حسي با آثار) به دستۀ دوم تعلق
دارد.
2 .ايكوم موزه را نهادی دائمي در خدمت جامعه و توسعۀ آن تعريف ميكند؛
نهاد در اين مفهوم، ساختي است كه به دست بشر در حوزۀ (موزه ای) ايجاد شده ست )اين اصطالح را ببينيد(، و به منظور ايجاد ارتباطي حسي با آثار برپا شده
است.
نهاد موزه، كه آن را جامعه ايجاد و حفظ كرده است، برمجموعهای از
استانداردها و قوانين(حفاظت و مرمت پيشگيرانه، ممنوعيت لمس آثار يا نمايش
جايگزين ها و ارائۀ آنها به عنوان اصول) متكي است كه در سيستم ارزشي ريشه
دارد؛ حفاظت و نگهداری ميراث، ارائۀ كارهای هنری و قطعات بي نظير، انتشار
دانش علمي رايج و غيره. ازاينرو، تأكيد بر ماهيت نهادی موزه به معنای تقويت
نقش هنجاری آن و تقويت اعتباری است كه برای مثال، در علم و هنرهای زيبا
دارد، يا تقويت اين ايده كه »موزه ها در خدمت جامعه و توسعۀ آن« باقي مي ماند.
3 .برخالف انگليسي، كه تمايز دقيقي بين اصطالح نهادو مؤسسه (و دركل، شيوۀ كاربرد آنها در بلژيک و نيز كانادا) قائل نيست، اين دو اصطالح مترادف
نيست. موزه، به مثابۀ نهاد، از موزه بهمثابۀ مؤسسه، يعني مكان واقعي مشخص، متفاوت است:(مؤسسۀ موزه ای فرمي واقعي از نهاد موزه ای است)
.بايد بهخاطر داشت كه زيرسؤالبردن نهاد، حتي انكار آن بهصورت خالص و
269 ساده )مانند موزۀ تخيلي مالراكس
يا موزۀ افسانهای مارسل برودتيرز
هنرمند( 270
به معنای خروج آن از حوزۀ موزهای نيست، زيرا رشتۀ موزهای ميتواند فراتر از
چارچوب نهادی وسعت يابد.
درواقع، اصطلاح موزۀ مجازی(كه امری ماهيتي است نه واقعي) اين تجربههای
موزهای را در حاشيۀ واقعيت نهادی مدنظر قرار ميدهد. به همين دليل است كه، در بسياری كشورها، به ويژه كانادا و بلژيک، افراد عبارت “نهاد موزهای” را برای شناخت مؤسسه ای به كار ميبرند كه واجد تمامي مشخصات
موزۀ سنتي نيست. مقصود ما از نهادهای موزهای، مؤسسات غيرانتفاعي، موزه ها، مراكز نمايشگاهي و تفسيری است كه وجه مشترک آنها، علاوه بر كاركردهای اكتساب، حفاظت و مرمت، پژوهش و مديريت مجموعه ها، كه تاحدی قادر به انجام آن هستند، اين است كه مكانهای آموزش و انتشار مختص به هنرها، تاريخ و علوم هستند.
4 .در نهايت، اصطالح (نهاد موزهای) مي تواند مانند نهاد مالي( IMF يابانک جهاني)، به تمام سازمانهای ملي يا بين المللي اطلاق شود كه فعاليت های
موزه را كنترل ميكند، از قبيل ايكوم يا هدايت كنندۀ قبليِ موزه های فرانسه.[1]
[1]. دوله آندره.فرانسوا مهرس. مفاهیم کلیدی موزه شناسی. مترجم : كورس سامانيان، مرضيه حكمت، معصومه كريمي. ایکوم فرانسه.1393.