مدیریت

Management

نویسنده:

مديريت موزه امروزه، عمل تضمين ادارۀ اجرايي موزه و، به طور كلي تر، تمام
فعاليت هايي كه ارتباط مستقيمي با رشته های خاص كار موزه ندارد (حفاظت و نگهداری، پژوهش و ارتباط)، تعريف مي شود. با توجه به اين، مديريت موزه لزوماً
وظايف مرتبط با مسئوليتهای مالي(حسابداری، كنترل مديريتي، اموال) و قانوني، ايمني و مرمت، تا مديريت كارمندان و بازاريابي و همچنين، روندهای استراتژيک برنامه ريزی كلي فعاليت های موزه را شامل ميشود. اصطلاح مديريت ريشه ای آنگلوساسكون دارد (اگرچه اصطلاح آنگلوساكسون از manège و ménage فرانسوی ميآيد)، و در حال حاضر در فرانسه به همان معنا به كار ميرود. رهنمودها يا ((سبک)) مديريت، مفهوم مشخصي از موزهها، به ويژه ارتباط آن با خدمت عمومي را ترسيم ميكنند. پيش از اين برای تعريف اين نوع فعاليت های موزه، اصطلاح اداره بكار مي رفت. همچنين، به طور كلي تر، تمام فعاليتهای الزم برای شكل دهي كاركرد موزه   را تعريف ميكرد. 

رسالۀ موزه شناسي توسط جورج برون گود تحت عنوان ادارة موزه، جنبههای مرتبط با مطالعۀ نمايش مجموعهها و مديريت روزانه را بررسي ميكند، درعين حال به ديد كلي موزه و ادغام آن در جامعه نيز توجه دارد.
عمل اداره كردن، كه به حق از اصل خدمت مدني مشتق شده است، چه به خدمتي عمومي اشاره كند و چه خصوصي، به معنای حصول اطمينان از طرز عمل مناسب است، درحاليكه مسئوليت راهاندازی و اجرای تمام اين فعاليتها را ميپذيرد.
اصطلاح خدمت عمومي، يا حتي اصطلاح حرفه، با ته مايه های مذهبي آن، ارتباط دقيقي با اصطلاح اداره دارد. ما از معنای بوروكراتيک، )وابسته به امور اداری( اصطلاح »اداره« آگاه هستيم چون با اختالل قدرتهای عمومي مرتبط است. ازاينرو، شگفت آور نيست كه تكامل كلي نظريۀ اقتصادی در ربع آخر قرن حاضر، كه از اقتصاد بازاری حمايت مي كند، توسل فزاينده و مكرر به مفهوم مديريت را در پي داشته باشد، مفهومي كه مدتها در سازمانهای منفعت آفرين استفاده ميشد. مفاهيم عرضۀ بازاری و بازاريابي موزه، مانند توسعۀ ابزارها، برای موزههايي كه از تجارت )تعريف استراتژی-
ها، تمركز بر عموم/بازديدكننده، مديريت منابع، افزايش سرمايه، غيره( نتيجه گرفته است، تغيير چشمگير موزهها را سبب شده است. از اين رو برخي كشمكش هایمربوط به سازمان و سياستهای موزه، مستقيماً تحتالشعاع كشمكش در خود موزه، بين منطق بازار و منطق سنتيتر كنترل توسط قدرتهای عمومي قرار گرفته است.
نتيجه، ايجاد فرمهای نوين سرمايهگذاری است (توسعۀ محدودههای فروشگاهي موزه، اجارۀ ساختمانها، تعريف مجدد هزينه های ورودی، توسعۀ نمايشگاه های عمومي موقتي آثار معروف و پرفروشيا حتي فروش آثار مجموعه). اينها كه
هنگام شروع به كار اموری فرعي بود، تأثير واقعي روبهرشدی بر انجام ساير امور
موزه داشته است، تا حدی كه گاهي به ضرر ساير اقدامات ضروری برای حفاظت و نگهداری، پژوهش و حتي ارتباط تمام شده است. 
كيفيت تخصصي مديريت موزه، كه از سويي، با منطق های گه گاه متضاد و يا دورگۀ بازار، و از سوی ديگر، قدرتهای عمومي مرتبط است، در منطقِ بخشش از طريق اهدای آثار و پول يا اقدامات داوطلبان و وابستگي های دوستان موزه ريشه دارد. اگرچه بهطور شايسته و تلويحي به اهداها و اقدامات داوطلبانه توجه مي شود، بعد وساطت و تأثير بلندمدت آن بر مديريت موزه كمتر بررسي شده است.[1]

[1].  دوله آندره.فرانسوا مهرس. مفاهیم کلیدی موزه شناسی. مترجم : كورس سامانيان، مرضيه حكمت، معصومه كريمي. ایکوم فرانسه.1393.

این مطلب را اشتراک بگذارید

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *