اصطلاح «موزه» به معنای نهاد، مؤسسه يا مكاني است كه به طور كلي برای انتخاب، مطالعه و نمايش شواهد مادی و غير ملموس انسان و محيط او طراحي شده است. فرم و كاركردهای موزه ها طي قرنها تحول چشمگيری يافته است. محتوای آنها نيز مانند مأموريت، عملكرد و مديريت آنها تنوع يافته است.
1 .بسياری كشورها ازطريق متون قانون گذار يا سازمانهای ملي، تعاريفي از موزه تدوين كرده اند. تعريف تخصصي موزه كه امروزه به صورت بسيار گسترده شناخته شده است، هنوز همان تعريفي است كه در 2007 در اساسنامه های شورای بين المللي موزه ها (ايكوم) ارائه شده است: موزه نهادی غير انتفاعي و دائمي در
خدمت جامعه و توسعۀ آن است كه برای عموم گشوده است و ميراث ملموس و غيرملموس بشر و محيط او را به منظور آموزش، مطالعه و سرگرمي كسب، حفاظت و نگهداری ميكند، دربارۀ آن پژوهش ميكند، آنرا انتقال و نمايش ميدهد. اين تعريف جايگزين جملۀ مرجعي شد كه برای سي سال به كار ميرفت: موزه، نهادی غيرانتفاعي و دائمي در خدمت جامعه و توسعۀ آن است كه برای عموم گشوده است و شواهد مادی انسان و محيط او را بهمنظور مطالعه، آموزش و سرگرمي كسب، حفاظت و نگهداری ميكند، دربارۀ آن پژوهش ميكند، آن را انتقال و نمايش مي دهد. تفاوت بين اين دو تعريف، كه در نگاه اول چندان بارز نيست( مرجعي به ميراث غيرملموس افزوده و تغييرات اندكي در ساختار ايجاد شده است) از سويي فضيلت منطق انگليسي وآمريكايي در ايكوم، و از سوی ديگر تقليل نقش محول شده به پژوهش در نهاد را نشان ميدهد. تعريف ابتدايي در 1974 ،كه بهعنوان زبان راهنما به فرانسه نوشته شده بود، تقريباً ترجمۀ آزادی به انگليسي بود كه نشانگر منطقي انگليسي وآمريكايي درخصوص كاركردهای موزه بود)كه يكي از آنها انتقال ميراث است. انگليسي، به پركاربردترين زبان در جلسات شورا تبديل شده است، و
ايكوم، مانند اكثر سازمانهای بين المللي، اكنون به انگليسي نيز عمل ميكند؛ به نظر ميرسد كار پيشنويس تعريفي جديد مبتني بر اين ترجمۀ انگليسي بوده است.
ساختار تعريف فرانسوی 1974 بر پژوهش تأكيد داشت، كه نيروی محرک نهاد تلقي شده بود: ترجمۀ تحتاللفظي، و نه رسمي، به اين صورت است: «موزه نهادی
است دائمي و غيرانتفاعي، در خدمت جامعه و توسعۀ آن كه برای عموم گشوده است و دربارة شواهد مادی انسان و محیط او پژوهش میکند…»
دراصل پژوهش كه در فرانسه به واژۀ étudier مطالعه كردن تغيير يافت به ليستي از كاركردهای كلي موزه ها مانند نسخۀ انگليسي 1974 واگذار شد.
2 .برای بسياری از موزه شناسان، و به ويژه آنهايي كه ادعا ميكنند به مفهوم موزه شناسي تدريسشده در1960-1990 توسط مكتب چكوسلواكي وابسته هستند
(برنو و مدرسۀ تابستاني بينالمللي موزه شناسي)، موزه تنها يک وسيله در ميان وسايل بسياری است كه »ارتباط خاص بين انسان و واقعيت«را نشان ميدهد،
ارتباطي كه با »گردآوری هدفمند و نظاممند و حفاظت و مرمت آثار بيجان، مادی، متحرک و عمدتاً سه بعدی كه توسعۀ طبيعت و جامعه را سنديت ميبخشد« تعریف می شود. پيش از اينكه موزه در قرن هجدهم به معنای واقعي تعريف شود، بر اساس مفهومي وام گرفته شده از يونان باستان و بقايای آن در طول رنسانس غربي، هر تمدن، تعدادی مكان، نهاد و مؤسسه داشت كه كمابيش مشابه به آنهايي بود كه امروزه ذيل واژهای يكسان جمع ميكنيم. در اين زمينه، به نظر ميرسد تعريف ايكوم به وضوح در زمان و بافت غربي اش قابل تشخيص و همچنين بسيار تجويزی است،
زيرا هدف آن لزوماً مشاركتگراست. در اين مفهوم، تعريفي علمي از موزه بايد خود
را از عناصر مشخصي كه ايكوم در آن دخيل بوده، از قبيل جنبۀ غيرانتفاعي موزه،در پاريس( هنوز يک موزه است، رها سازد: موزۀ منفعت ساز )مانند موزۀ گروين
حتي اگر ايكوم آنرا به رسميت نشناسد. از اين رو، ما ميتوانيم به طور گسترده تر و
عيني تری، موزه را (نهاد موزهشناسانۀ دائمي تعريف كنيم، كه مجموعه های )اسنادفيزيكي را حفاظت و نگهداری ميكند و دانشي دربارۀ آنها توليد ميكند.
به نوبۀ خود موزه را مكاني تعريف ميكند كه در آن چيزها و ارزش های مربوط به آنها، به عنوان نشانههايي كه حقايق غايب را تفسير ميكند، حفاظت و نگهداری، مطالعه و منتقل ميشود يا، به
شيوه ای كه در ابتدا به نظر تكراری مي رسد، مكاني كه موزه ای شدن در آن رخ
مي دهد. در مفهومي حتي گستردهتر، موزه ميتواند به عنوان (مكان يادبود)با یک پدیده درک شود که نهادها، مكانهای مختلف يا خطه ها، تجربيات، و حتي فضاهای غيرملموس راپوشش ميدهد.
3 .موزه در اين ديدگاه، كه ورای ماهيت محدود موزه های سنتي است، به صورت ابزاری تعريف ميشود كه به دست انسان با هدف بايگاني، درک، و انتقال
گفت كه موزه ها شكل يافته است. مي توان، مانند جوديت اسپيلباور
ابزاری است برای پرورش (ادراک شخص دربارۀ وابستگي های متقابل جهان های
اجتماعي، زيبايي شناختي و طبيعي كه او با توليد اطالعات و تجربه و پرورش خودشناسي در اين بافت گسترده تر، در آنها زندگي ميكند. موزهها همچنين ميتواند واجد كاركرد خاصي باشد كه ميتواند ويژگي های يک نهاد را اخذ كند و يا اخذ نكند، و هدف آن اطمينان بخشي از طريق تجربۀ حسي، انبارسازی و انتقال يک فرهنگ است، اين فرهنگ به صورت بدنهای كامل از دريافت هايي كه انسان را
خارج از كيفيت بشری ژنتيكي ميسازد، درک شده است.اين تعاريف، موزههايي كه به غلط مجازی خوانده شده است (به ويژه آنهايي كه روی كاغذ، صفحات فشرده ديجيتال يا روی اينترنت است) و همچنين موزه های نهادی سنتي تر و حتي موزه های باستاني را شامل ميشود. اين موزه ها بيش از اينكه مجموعه هايي در مفهوم پذيرفته شدۀ اصطلاح باشد، مكاتبي فلسفي بوده است.
4 .اين كاركرد اخيرِ اصطلاح موزه، ما را به اصول موزۀ محيطي در مفهوم اصلي
خود ميرساند، يعني نهادی موزهای كه، به منظور توسعۀ اجتماع، حفاظت و مرمت، نمايش و تفسير ميراث فرهنگي و طبيعي حفظ شده توسط همين اجتماع را به هم مي آميزد؛ موزۀ محيطي ارائه كنندۀ محيط زنده و فعالي در قلمروی مفروض، و پژوهش مرتبط با آن است. موزۀ محيطي در قلمرويي مفروض، ارتباط بين انسان و طبيعت در اين قلمرو را طي زمان و مكان بيان ميكند. و تركيبي از دارايي منفعت علمي و فرهنگي است كه بيانگر اجتماعي است كه به آن خدمت ميكند: دارايي غيرمنقول ساخته نشده، فضاهای وحش طبيعي، فضاهای طبيعي اشغال شده توسط انسان؛ دارايي غيرمنقول ساخته شده؛ دارايي منقول؛ كالاهای مثلي.
شامل مركز اجرايي، مراكز هدايت ساختارهای اصلي پذيرش، پژوهش، حفاظت و مرمت، نمايش، اقدام فرهنگي، كنترل، بهويژه يک يا چند رشته آزمايشگاه، ساختار حفاظتي و مرمتي، سالنهای اجالس، كارگاههای اجتماعي- فرهنگي، مقتضيات محيط و غيره؛ مسيرها و مكانهای مشاهده برای كشف قلمرو: عناصر مختلف معماری، باستانشناسي و جغرافيايي … كه درجای خود به آنها اشاره شده و شرح داده شده است.
5 .با توسعۀ كامپيوترها و دنيای ديجيتال، مفهوم(موزۀ الكترونيكي)، كه اغلب
به غلط (مجازی) ناميده ميشود، به تدريج پذيرفته شده است؛ اصطلاحي كه عموماً اينگونه تعريف ميشود: »مجموعه ای از آثار ديجيتال دارای ارتباط منطقي تركيب شده با ابزارهای گوناگون كه، از طريق اتصال و ماهيت دسترس پذيری چندگانه، بر شيوه های سنتي ارتباط و تعامل با بازديدكنندگان فضيلت يافته است..؛
هيچ مكان يا فضای واقعي ندارد؛ آثار و اطالعات مربوط به آنها ميتواند در سراسر
جهان منتشر شود. اين تعريف، كه احتماالً برگرفته از مفهوم نسبتاً اخير حافظۀ مجازی كامپيوتر است، به نظر ميرسد تاحدی تفسير غلطي است. بايد به خاطر داشته باشيم كه« مجازی »مخالف «واقعي»نيست، آن گونه كه ما معموالً آن را مخالف «حقيقي» در مفهوم اصلي خود، يعني «اكنون موجود»، قلمداد ميكنيم. تخم مرغ، جوجه ای مجازی است؛ برنامه ريزی شده است تا جوجه شود و اگر چيزی در مسير رشد آن قرار نگيرد، اين امر محقق ميشود. در اين مفهوم، موزۀ مجازی ميتواند بهصورت تمام موزه های ممكن، و يا تمام راهحلهای ممكنِ عملي برای مسائلي كه موزههای سنتي پاسخ دادهاند، ديده شود. از اينرو،موزۀ مجازی مي تواند به صورت مفهومي تعريف شود كه از منظر جهاني حوزههای مشكل رشتۀ موزهای، يعني تأثيرات فرايند بافت زدايي/بافت مندی مجدد، را شناسايي
ميكند؛ مجموعه ای از جايگزين ها ميتواند موزهای مجازی باشد، درست به اندازۀ
پايگاه داده های كامپيوتری؛ چنين موزهای مصداق خارجي فعاليت هاست. موزۀ مجازی يک بستهبندی از راه حل هايي است كه مي تواند برای مسائل موزه، عملي باشد، و طبيعتاً موزۀ الكترونيک را شامل ميشود اما به آن محدود نميشود.
[1]. دوله آندره.فرانسوا مهرس. مفاهیم کلیدی موزه شناسی. مترجم : كورس سامانيان، مرضيه حكمت، معصومه كريمي. ایکوم فرانسه.1393.