به طورکلی، مجموعه می تواند دسته اي از مواد یا آثار ناملموس (کارها، مصنوعات، آثار هنري، نمونهها، آرشیو اسناد، مدارك و غیره) تعریف شود که فرد یا مؤسسه آنها را در محیطی ایمن گردآوري، طبقه بندي و انتخاب کرده است و از آنها حفاظت و نگهداري میکند و با توجه به عمومی یا خصوصی بودن مجموعه، آن را به گروه هاي کوچک و بزرگ مخاطبان، نمایش می دهد. براي شکل گیري مجموعه اي واقعی، این دسته از آثار باید کلیتی (نسبتاً) منسجم و معنادار را شکل دهند. تشخیص بین مجموعه و اسناد آرشیوي حائز اهمیت است، فوندس یا اسناد آرشیوي، اصطلاحی آرشیوي است که به مجموعه ي از منبعی واحد اشاره دارد، و به دلیل ماهیت آلی از مجموعۀ موزهاي متفاوت است، و بر تمامی انواع اسناد آرشیوي دلالت میکند که «به صورت خودبخود جمع شده، ایجاد شده و / یا انباشته شده اند و در فعالیت ها یا کارکردهایش مورد استفادة شخصی حقیقی یا خانواده قرار می گیرد. برخلاف مجموعۀ موزه اي، در مورد اسناد آرشیوي هیچ انتخابی صورت نمیگیرد و به ندرت به ایجاد کلیتی منسجم به ندرت توجه می شود. مجموعه، چه مادي و چه غیرملموس، در قلب فعالیتهاي موزه است.(موزه ها وظیفۀ اکتساب، حفاظت و نگهداري و توسعۀ مجموعه هایشان را به عنوان بخشی از پاسداشت میراث طبیعی، فرهنگی و علمی بر عهده دارند). بدون اشارة آشکار، تعریف ایکوم از موزه، لزوماً با این صل پیوندي دیرینه دارد، در حالیکه با عقیدة پابرجاي لوئیس ریو نیز همخوانی دارد. ین مفهوم دیگر با آن مدل هایی از موزه که مالک مجموعه ها نمیشود و یا واجد مجموعه هایی است که در قلب کار علمی آن نیست، برابري نمیکند. مفهوم مجموعه نیز یکی از پرکاربردترین مفاهیم در جهان موزه است، حتی اگر از تفکر«اثر موزهاي» حمایت کنیم، همانطور که در ادامه مشاهده میشود. درهرحال، می توان سه معناي ممکن را از این مفهوم برشمرد، که براساس دو عامل تفاوت می یابد: از یک سو ماهیت سازمانی مجموعه و ازسوي دیگر، ماهیت مادي یا غیرملموس رسانۀ مجموعه.
1 تلاشهاي مکرري براي ایجاد تمایز بین مجموعۀ موزهاي و سایر انواع مجموعه صورت گرفته است، زیرا اصطلاح مجموعه بسیار رایج است. به طورکلی(زیرا درخصوص تمامی موزهها مصداق ندارد) مجموعۀ موزه−یا مجموعه-هاي موزه- هم منبع و هم هدف فعالیت هاي است که موزه آنها را به عنوان سازمان دریافت میکند. ازاینرو مجموعه ها می توانند به صورت «آثار گردآوري شدة موزه تعریف شوند، که به دلیل ارزش بالقوه به عنوان نمونه ها، مواد مرجع، یا به
عنوان آثار واجد اهمیت زیبایی شناختی یا آموزشی، کسب شده و مورد حفاظت ونگهداري قرار می گیرند ازاین رو می توانیم به پدیدة موزه به صورت نهادینگی مجموعه اي خصوصی اشاره کنیم. باید توجه داشت که حتی اگر موزه دار و یا مسئولین موزه مجموعه دار نباشند، مجموعه داران درهرحال ارتباط نزدیکی با موزه داران دارند. همانگونه که ایکوم نیز تاکید کردهاست، موزه ها باید سیاست اکتساب داشته باشند (ایکوم به سیاست مجموعه نیز اشاره میکند)؛ موزه ها انتخاب میکنند، خریداري میکنند، جمع میکنند، دریافت میکنند. فعل فرانسوي collectionner به ندرت به کار میرود، زیرا این فعل نیز پیوند نزدیکی با اقدامات مجموعه دار خصوصی و مشتقات آن دارد، یعنی عبارت، مجموعه دار خصوصی و مشتقات آن دارد یعنی عبارت مجموعه گرایی و انباشتن، که به صورت تحقیرآمیزي به عنوان مجموعه گرایان، شناخته شده است. از این دیدگاه مجموعه هم در قالب محصول و هم منبع آن برنامۀ علمی دیده میشود که هدفش اکتساب و پژوهش است، و با مواد و شواهد غیرملموس انسان و محیطش آغاز میشود. اما این معیار تمایزي میان موزه و مجموعۀ خصوصی قائل نمیشود، تا جایی که دومی میتواند با هدف علمی جمع آوري شود، اگرچه موزه نیز میتواند مالک مجموعه اي خصوصی شود که شکل دهی آن به ندرت به منظور خدمت به علم بوده است. این مسئله زمانی رخ میدهد که ماهیت سازمانی موزه هنگام تعریف اصطلاح غالب میشود. طبق گفتۀ جین داوالون در موزه «آثار همیشه بخشی از سیستم ها و دسته ها است، درمیان سیستم هاي مرتبط با مجموعه، علاوه بر فهرست مکتوب موجودي که نیاز اساسی مجموعۀ موزه اي است، اتخاذ سیستم طبقه بندي که آیتم ها را توصیف می کندو نیز میت واند به سرعت هر آیتم را درمیان هزاران یا میلیون ها اثر بیابد (مثلا علم رده بندي که علم طبقه بندي موجودات زنده است) از دیگر ضروریات است. سیستم هاي طبقه بندي مدرن عمدتاً تحت تأثیر تکنولوژي مجموعه قرار گرفته اند، اما مستندسازي مجموعه ها فعالیتی است که همچنان به دانش علمی و قوي نیاز دارد، و بر ساخت گنجینه هایی از اصطلاحات مبتنی است که ارتباط بین دسته هاي متفاوت آثار را توصیف میکند.
2 همچنین می توان از دیدگاهی کلی تر به تعریف مجموعه نظرکرد؛ این دیدگاه درعین اینکه مجموعه داران و موزه هاي خصوصی را نیز دربرمی گیرد، مادیت مفروض خود را به عنوان نقطۀ شروع درنظر میگیرد. از آنجا که این مجموعه از آثار مادي ساخته میشود (همانطور که اخیراً در مورد تعریف ایکوم از موزه ها صدق می کند)، مجموعه با مکانی که در آن واقع شده، شناسایی میشود. کریستوف پومین مجموعه را به این صورت تعریف میکند: « گروهی از آثار طبیعی یا مصنوعی که به طور موقت یا دائم خارج از حوزة فعالیت اقتصادي، تحت حفاظت و نگهداري ویژه در مکانی که به این منظور طراحی شده است، نگاه داشته، و نمایش داده می شوند از این رو پومین مجموعه را با تکیه بر ارزش نمادین آن تعریف میکند، تا حدي که اثر کارآیی یا ارزش خود را به عنوان آیتمی براي مبادله ازدستداده و حامل مفهوم («اشیا با معناي نمادین یا با اهمیت می شود.
3 پیشرفت اخیر موزه ها (به ویژه بازشناسی میراث غیرملموس) بر ماهیت کلی تر مجموعه ها تاکید کرده است، درحالی که چالش هاي نوینی نیز ایجادمیکند. مجموعه هاي غیرملموس (دانش سنتی، آیین ها و اسطوره ها در مردم شناسی، ژست هاي موقتی و اجراها در هنر معاصر) به توسعۀ سیستم هاي تازه اي براي اکتساب منجرشده است. ترکیب مادي آثار به تنهایی گاهی در درجۀ دوم قرار میگیرد، و مستندسازي فرایند گردآوري (که همیشه در باستان شناسی و مردم شناسی حائزاهمیت بوده است) اکنون به مهمترین اطلاعات تبدیل می شود. این اطلاعات تنها بخشی از پژوهش نیست، بلکه بخشی از ارتباط با عموم است. مجموعه هاي موزه اي همیشه به ظاهر متناسب بوده است، مشروط بر اینکه در ارتباط با مستندسازي مربوطه و همچنین به واسطۀ کار برخاسته از آنها تعریف شود. این تکامل، مفهوم بسیار گسترده تري از مجموعه را شکل می دهد: جمع آوري اشیایی که هر یک فردیت خود را حفظ کرده، و به عمد براساس منطقی علمی گردهم می آیند. این مفهوم آخري، که بازترین مفهوم است، مجموعه هاي خلال دندان انباشته شده و همچنین مجموعه هاي موزه هاي سنتی، حتی مجموعه هاي تاریخ شفاهی، خاطرات یا آزمایشات علمی را نیز شامل می شود[1].
منابع:
[1]. دوله آندره.فرانسوا مهرس. مفاهیم کلیدی موزه شناسی. مترجم : كورس سامانيان، مرضيه حكمت، معصومه كريمي. ایکوم فرانسه.1393.