پوششی را گویند که به سطح نقاشی اضافه می شود. لایه ی جلا نقشی دوگانه دارد: اول تاثیری شایان توجه بر ظاهر نهایی نقاشی دارد و دوم نقش پوشش محافظ رنگ را دارد.
تنوع مواد مورد استفاده به عنوان جلای نقاشی هم به اندازه تنوع بست رنگ ها و تکنیک های به کار رفته در نقاشی در تاریخ نقاشی است در روزگار باستان فایده استفاده از یک رزین شفاف به عنوان پوشش نهایی سطح نقاشی را دریافته بودند برای مثال بر روی دیوار نگاره های روزگار باستان نمونه هایی از موم یافته اند. احتمالاً علت این انتخاب ایجاد ظاهری هماهنگ و تابناک بر سطح نقاشی بوده است از زمان رنسانس آغازین طیف گستردهای از مواد را به عنوان جلای نقاشی شناختند و به کار بردند که از جمله آن میتوان به سفیده تخم مرغ و سندروس (که از درختان کاج شمال آفریقا به دست می آمد) اشاره کرد. از رزین های درختی (مثل دامار و ماستیک {مصطکی}، رزین های فسیلی(مثل کوپال سندروس بلوری) و مدفوع حشرات (مثل لاک شفاف شلاک) نیز به وفور به عنوان جلالی نقاشی استفاده شده است. از ترکیب پیچیده روغن- رزین (تهیه شده از روغن خشک آنها مثل روغن بزرک) هم به عنوان جلا استفاده شده است اما بایستی توجه داشت که این مواد به مرور زرد و تا حدودی نامحلول می شوند (به نحوی که زدودن آن به دشواری میسر میشود).
بسیاری از این مواد امروز هم به وسیله هنرمندان و مرمتگران به کار برده می شود. البته طیفی از جلاهای سنتزی جدید هم به بازار آمده است که هر کدام حالت ویژهای در سطح ایجاد می کند. گرچه جلاها را زبانی شفاف قلمداد میکند، امکان ایجاد سایه رنگ در آنها با افزودن رنگدانه یا مواد دیگر وجود دارد. جلا به مرور زمان تیره میشود و تغییر رنگ میدهد. بنابراین پاک کردن و جانشینی آن امری بدیهی است. از دید نظری به دلیل تفاوت میزان حل شوندگی جلا نرم حل شونده و بست سختتر لایه رنگ کهنه امکان تمیز کاری و جدایی جلال وجود دارد. مزیت بسیاری از جمله های صنعتی جدید این است که به مرور زمان پایدار و بی تغییر می مانند مواد افزودنی جدیدی هم برای پیشگیری از زرد شدن جلا های طبیعی عرضه شده است که نیاز به زدایش و جانشینی این جلا ها را مرتفع کرده است.
یک پوشش جلا، در سطح ذره بینی، فضاهای زیر خالی موجود بر سطح رنگ را پر و سطحی مناسب برای بازتاب نور فراهم می کند. در این صورت رنگدانه ها پر مایه و غنی تر به نظر می رسند. هنرمندان و مرمتگران قادرند که کیفیت های متفاوت جلا ها را از نظر درخشندگی یا ضخامت کنترل کنند. برخی از نقاشیها (مثل چشم اندازهای هلندی سده هفدهم) نیاز به سطوح غنی و پرمایه تری دارند، در حالی که نقاشی های دیگر (نظیر نقاشی های تمپرهای ایتالیایی) باید ظاهری صاف و مات داشته باشند.
برای خیلی از نقاشیها بهتر است که اصلاً از هیچ جلا استفاده نشود. نقاشان مکتب امپرسیونیسم ترجیح میدادند که تابلوهایش جلا نداشته باشد چون فکر میکردند که پوشش های رزینی بر شادابی و کیفیت ذاتی رنگ تاثیر نامطلوب می گذارد. در قرن بیستم بسیاری از نقاشان برای گونه گونه های ناچیز بافت و تابناکی در آثار نقاشی خود اهمیت بیشتری قائل شدند. لذا از نظر آنها کیفیت یک پوشش جلای سرتاسری موجب به یک جور شدن یا لطیف و از بین رفتن این تاثیرات ظریف می شد [1].
منابع: [1] کار، داوسن ویلیام وکینگ لئوناردویلیام، شیوه های نگرش به تابلوهای نقاشی، مترجم: حمید فرهمند بروجنی، اصفهان: گلدسته. 1384.