عناوین تمپرا و دیستمپر (Tempera و Distemper) اغلب مترادف بکار برده میشود ولی هنوز درباره آنها سوء تعبیرهایی وجود دارد.
ام. هاول و دوئرنر عنوان تمپرا را بر هر نوع امولسیون یا سوسپانسیونی از رنگدانه بکار میبردند، بدون اینکه به ترکیب امولسیون اهمیت بدهند. فاز بیرونی یا محیط انتشار میتواند تخممرغ، صمغ پلیساکارید،…باشد و فاز درونی یا فاز پاشیده میتواند روغن خشکانه، رزین، موم،… باشد و برعکس. بایستی خاطرنشان کرد که این فاز برونی یا محیط پراکندگی است که صفات اختصاصیاش را به امولسیون میدهد.
لائوری تعاریف ذیل را ارائه میکند. «موقعی که دربارهی محیط تمپرا مینویسم منظورم محیطی است که در آن بست با آب مخلوط یا در آن حل شدهاست مانند چسب سریشم و سفیده و زرده تخممرغ» .
د. و. تامپسون تمپرای خود را با مخلوط کردن ۱ زرده تخممرغ با ۱ یا ۲ قاشق غذاخوری آب تهیه میکند. برخی واژه distemper (در زبان فرانسه detrempe) را برای نقاشیهای دارای بست پروتئینی مانند سریشم حیوانی یا تخممرغ بکار میبرند، ولی این قاعده مورد پذیرش عموم نیست.
بنابراین در کاربرد این واژهها بایستی مراقبت زیادی نمود، زیرا نویسندگان مختلف از واژههای مذکور استنباطهای متفاوتی دارند. آزمایشهای تجزیهای متعددی در IRPA و سایر مراکز انجام گرفته و پساز سالها، اطلاعات جامعی درباره مواد مصرفی استادان قدیمی به دست آمده است. درباره نحوه ساخت امولسیونها نسخههای متعددی وجود دارد در بیشتر موارد، شناخت فاز درونی و برونی از روی دستورها کار مشکلی است. یک آزمایش ساده آن است که هر یک از فازها را جداگانه به امولسیون اضافه نماییم. میدانیم که افزایش فاز برونی، امولسیون را رقیقتر و افزایش فاز درونی آن را غلیظتر میکند. چون خواص ویژه امولسیون تابع فاز برونی است، روغنی یا آبی بودن فاز بیرونی امولسیون را چرب یا رقیق خواهد نمود. در طول زمان همواره امولسیون ها مورد توجه و علاقه هنرمندان بودهاند. درواقع تلاش برای ترکیب خواص دو نوع بست روغنی و آبی، کار وسوسهانگیزی است. بسیاری از مردم عقیده دارند که بست معروف به کاررفته در آثار استادان فلاندری چنین بودهاست [1].
منابع: [1] ماسشلین کلاینر. لیلیان. خواص مواد برای هنرمندان چسبها و جلاهای طبیعی. مترجم: حمید فرهمند بروجنی. انتشارات گلدسته. 1378.