حواله دادن یک نقاشی (که خالق آن نامشخص است) به یک هنرمند خواست به شاگردان و مقلدان او یا به یک هنرمند ناشناس را انتساب گویند. (در مورد آخر معمولاً به school of مکتب آن اشاره می شود: برای مثال مکتب ونیز سده شانزدهم پژوهشگران تاریخ هنر و نقادان با دانش هنر شناسی یا عتیقه شناسی یا خبرگی (connoisseurship) و از طریق مقایسه ویژگی های سبکی تابلوهای مجهول این تابلوها را به یک شخص یا به یک مکان مشخص و در زمان مشخص منتسب میکنند. بدین منظور امکان استفاده از شواهد بیرونی نظیر منابع مکتوب معاصر اثر مورد نظر پیمان نامه ها و سیاه های اموال نیز موجود می باشد.. حتی برای هنرمندان سرشناس هم امکان انتساب به طور جدی مطرح است و خبرگان معمولاً جدل می کنند و تغییر عقیده می دهند. بحث درباره اعتبار و اصالت آثار نیز ممکن است مطرح باشد زیرا این امر ارزش مادی آثار تاثیری بسزا دارد.
واژگان فنی روی زمینه
انتساب خیلی دقیق و عینی نیست اما معمولاً از یک الگو کاهنده ارتباط با هنرمند
پیروی می کند. برای یک نقاش از واژه
autograph شخصی یا رقم استفاده می شود،اگر با اطمینان بدانند که
آن نقاشی کاملاً اثر یک هنرمند است. وقتی که اینقدر اطمینان وجود نداشته باشد از
واژهattributed منصوب استفاده می شود
واژه دیگری که معنی مشابه واژه پیشین دارد واژه ascribed to نسبت داده شده است که گاهی
مبتنی بر شکی بیشتر یا انتصابی قدیمی تر است که برای راحتی به کار رفته است واژه
های studio
of یا workshop of معنی( در کارگاهِ) برای
نقاشی هایی به کار می رود که به وسیله دستیار یا دستیاران یک هنرمند در کارگاه او
شاید با نظارت مستقیم او ایجاد شده است. واژگان circle of و style of (به سبکِ) دلالت بر انجام کار به وسیله شخصی گمنام است که در زمان خود
هنرمند و متاثر از هنر می به خلق اثر پرداخته است. در حالی که واژگانmanner of ,
follower of پیرو به
تقلید از معمولاً دلالت بر زمان برتر دارد. after (به تقلیداز) که معمولاً
دلالت بر یک رونوشت کپی از یک اثر شناخته شده دارد [1].