نامی است عمومی برای توصیف روغن های خشکانه که به عنوان بست نقاشی به کار می رود.معمولا مراد از روغن، روغن بزرک (تخم کنجد) است که اما چند روغن خشکانه دیگر را هم در بر میگیرد ،مثل روغن گردو که در نقاشی های ایتالیایی آغازین به کار می رفت. یا روغن تخم خشخاش که بست مورد علاقه نقاشان فرانسوی در سده هجدهم بود. روغن های خوشکانه با روغن های غیر خشکانه (نظیر روغن زیتون یا روغن آفتابگردان) تفاوت دارند زیرا این روغن ها قابلیت ایجاد لایه های جامد را( پس از در معرض قرار گیری طولانی مدت در برابر هوا) دارند. ظاهر پرمایه و درخشان روغنها برانگیزنده کاربرد آنها به عنوان بست بود. پیشینه کاربرد روغن به عنوان بست نقاشی به سده پانزدهم و شانزدهم برمیگردد.( تا پیش از این تاریخ، منابع باستانی فقط به کاربرد روغن ها در آشپزی، لوازم آرایشی و داروسازی اشاره می کند). در رنسانس آغازین روغن ها را به صورت ترکیبی با دیگر بست ها، به ویژه در لعاب های شفاف بر روی نقاشی تمپرای تخم مرغی به کار می بردند. در طی سده پانزدهم فن نقاشی رنگ روغن پیشرفت کرد و پالوده شد( به ویژه در شمال اروپا به وسیله نقاشانی نظیر وان آیک) به طوری که در ابتدای سده شانزدهم روغن به مهمترین بست نقاشی تبدیل شد [1].
منابع: [1] کار، داوسن ویلیام وکینگ لئوناردویلیام، شیوه های نگرش به تابلوهای نقاشی، مترجم: حمید فرهمند بروجنی، اصفهان: گلدسته. 1384.