اموال شخص متوفی که مالکیت آن براساس قوانيـن وراثـت بـه شـخص یا اشخاص دیگری منتقل می شود. در واقـع بـه آنـچـه پـدر و مـادر، اجـداد، نسل های قبلی و سـنـت بـه فـرد یا جماعتـى منتقـل می کنند، میـراث می گویند. «اشیایی که بایـد بـرای آمـوزش بـه کار رود… در کتابخانه هـا، موزه هـا دفترهای کار، مجموعه هـا… و سرانجام هر جایی می توان یافت. هـر کجـا کـه بـتـوان درس هـای وام گرفته از گذشته را در قـرن مـا گردآوری و با افزودن صفحات جدیدی تبدیل به خاطـرات نسل های آینده کـرد… قسمتی از این میرات را در خانه هایی می یابیم که از گذشته باقی مانده است…. (ویک دازیـر و بواریر، ۱۷۹۴). مفهوم heritage به مفهوم patrimoine كاملا مربوط است(که heritage را انتخاب کرده اند) گاه این واژه را دارای معنای ضمنی «ماشیست» (مردسالارانه) می دانند درواقع patrimoine شامل میـراث پدری می شود، امـا heritage میـراث وطـن را نیز در بر می گیرد. تفـاوت بيـن ایـن دو واژه حتی در زبان فرانسه نیز نسبتا کم اهمیت به نظر می رسد. patrimoine به مجمـوع اموال به ارث رسیده از اجـداد یـا امـوال گردآوری و نگهداری شده برای انتقال به فرزندان اطلاق می شـود، در حالی که heritage بـه اموالی اشاره می کنـد کـه درسـت پـس از فـوت به جا می ماند یا در بیـن نسـل ها انتقال می یابد، مثـل ارثی که فردی در زمان فوتش به جا می گذارد یا میرانی که نسل به نسـل منتقل می شـود. «میراث فرهنگی مجموعـه آثـاری نیسـت کـه انسان ها باید به آن احترام بگذارند، بلکـه آثاری است که در زندگی به کار آن ها می آید. میـراث مـا صداهایی است که به پرسش هایمان پاسخ می دهـد… حفـظ میـراث انسانی از بزرگ ترین وظایف ماست» (آندره مالرو، ۱۹۶۳)[1].