بنا

Monument Monument/ Monumento

نویسنده:

بنا از نظـر ریشه شناسی و تاریخی، نشـانهای خاطره انگیـز اسـت کـه خاطـره کسی یا چیزی را مانـدگار
می کند و درنتیجـه از قرن هفدهم بقایای گذشته ای درخشان تلقـى شـده اسـت: «نشانه ای که از قدرتی
بزرگ برایمـان بـه جـا مانـده یـا یـادآور عظمـت قـرون گذشته است. اهـرام مصـر و کولیـزه بناهای زیباییهستند که بزرگی شاهان مصر و جمهوری روم را جلوه گر می سازند» (فورتیر، ۱۶۸۹)، اندیشه و واژه های
تاریخی» در عصر روشنگری و در انقلاب فرانسه ظاهر می شود: « فروش اموال ملی ممکن است تخریب
نوشته های نبوغ آمیز و بناهای تاریخی را در پی داشته باشد که برای نگهداری جالب است و این امر
موجب نابودی تولیدات حاصـل از نبوغ و بناهایی باستانی می شود که محافظت از آن ها بسیار جالب
توجه است و در نهایت به ضرر هنر و علوم خواهد بود» (اوبن لوئی میلـن دو گرند مرون، عتیقه های
ملی با دیوان بناهـا بـه منظـور خدمت رسانی به تاریخ عمومی و به ویژه امپراتوری فرانسه، ۱۷۹۱) این
گفته را در سال ۱۹۰۳ آلوئيس ریگل، مورخ هنر اتریشی، در اثر ایـن امـروزی بناهـا تكــرار و به نظریه
تبدیل کرد. وی بناهایی را که نشان دهنده آثاری است که به خواست خالقسـان بـه لحظه ای مشخص با
رویدادی پیچیده در گذشته اشاره دارد، متمایز می کنـد، امـا دو نـوع بنـای دیگر را نیز دسته بندی می کند
بناهای تاریخی که آثاری را نشان می دهند که «بـاز هـم بـر لحظه ای معینی دلالت دارند، اما آن ها را
براساس ترجیحات ذهنیمـان انتخاب می کنیم» و بناهای باستانی که «همه خلاقیت های انسان را مستقل
از مفاهیـم يـا مقاصـد اصـلـی به نمایش می گذارد؛ البتـه بـه شـرط آنكـه به وضـوح میـزان تحمـل خـود را در
بـرابـر آزمـون زمـان اثبات کننـد» (ریگل،۱۹۰۳). در دسته بناهـای ملی به بناهایی برمی خوریم که شامل
کتیبه های گرامی داشـت یـاد کسی یا چیزی است؛ در دسته بناهای تاریخـی هـم اشـا و هـم بناهایی را
می توان یافت که به دلیل ارزش زیبایی شناختی متمایز می شوند؛ در دسته بناهـای باستانی می توانیم
چیزهایی پیدا کنیم که آن هـا را بـرای ارزش خاطره انگیزشـان تمایز کرده ایم، مثـل خاطـرات مربوط به
رویدادهـا، سـاختمانها یا اشیایی با ساخت و کاربرد سنتی و … درک این مطلب که بناهای باستانی
به محافظـت احتیاج دارنـد، در قـرن شانزدهم و به دنبـال رنسانس ایتالیا به وجـود آمـد، مفهـوم «ميـرات»
نیز تا حدودی با کنار گذاشتن اندیشـه بناهـا پـدیـدار شـد؛ همان طـور کـه شاتوبریان در خاطرات پس از
مرگ می گوید: «باهـا جـزو اساسی شکوه هر جامعه انسانی هستند که خاطـرات ملتی را بـه مـکان و
زمانی فراتر از تاریـخ وجـودی خـودش منتقل می کنند و ایـن حـس را در افراد برمی انگیزند که گویی
هم زمـان بـا نـسـل های ساکن در دشـتها و مزارع، زندگی خود را سپری می کنند» (شاتوبریان، ۱۸۴۸)
بنای تاریخی
ایـن عبـارت کـه اوبن لوئی میلـن دو گرانـد مـزون در سال ۱۷۹۱ ساخت، از نیمه نخست قرن نوزدهـم بـرای
اشـاره بـه امـوال غیرمنقولـی بـه کار می رفت که بنا بر گفته ریگل، «بـاز هـم بـه عنـوان بـنـا بـه لحظـه معینی
دلالت دارند، امـا انتخـاب آن هـا براساس ترجیحات ذهنـی مـا مشخص می شـود.» منصـب «بازرس بناهـای
تاریخی» را گوئیرو در سال ۱۸۳۰ در فرانسه به وجود آورد (نخستین بازرسان لودویک ویله و پروسپر مریم
بودند و سپس کمیسیونی که برای این بناهـا تشکیل شده بود، چنین بازرسانی را به خدمت گرفت (۱۸۳۷)
این کمیسیون بناهـا را دسته بندی و نامشان را صورت موجودی ثبت می کند، همچنین تا حدودی در تشکیل
سازمانی برای نگهداری میراث، با کمک گرفتن یا بدون کمک گرفتن از دولت، مشارکت می کند. بنای
عمومی که به حوزه همگانی اختصاص دارد، به نوعی با بنای شخصی در تضاد است؛ البته بنای شخصی
نیز ممکن است (به شیوه ای کمتر سازمانی و رسمی) تاریخی و متعلق به سازمان میراث فرهنگی باشد[1].

[1].  دوله آندره.فرانسوا مه رس. فرهنگ واژگان موزه شناسی . مترجم : میثم عبدلی. ایکوم فرانسه.1394

این مطلب را اشتراک بگذارید

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *