عباس اعتماد فینی

نویسنده: فاطمه علیمیرزایی

استاد عباس اعتماد فینی(Ab-bās E-te-mād Fi-ni) متولد (تولد ۱۳۱۵- وفات ۱۳۹۱) یک باستان شناس تجربی بود که تا زمانی که چشم از این دنیا فروبست، با عشق و علاقه فراوان در پایگاه تپه سیلک حضور داشت و اطلاعات ارزشمند خود را در اختیار بازدیدکنندگان این تپه تاریخی قرار می داد. پدرش استاد احمد اعتماد فینی معمار بود و همین امر باعث علاقه او به ساخت و ساز شده بود.

او از سال ۱۳۲۸ و در سن ۱۳ سالگی به سبب همراهی پدرش با گروه باستان شناسی رومن گریشمن آشنا شد، و به عنوان كارگر ساده به این گروه پیوست. بعد از مدتی به سبب توانمندی هایش مسؤوليت كارگاه هاي کاوش و مرمت سیلک به وی سپرده شد. وی با گریشمن در کاوش و مرمت کاخ آپاداناي شوش، ایوان کرخه، چغازنبیل، مسجد سلیمان، آپادانا، جزیره خارک و بیشاپور نیز همکاری کرد. ساخت و ساز قلعه محل سكونت هيأت فرانسوي هم برعهده او بوده است.

به طور کلی او به مدت ۱۸ سال با گروه فرانسوی همکاری داشته است. از این مدت ۸ سال را در کنار گریشمن، ۱۰ سال را با گروه باستان شناسی ژان پرو، و ۱۰ سال اخر را با الیزابت کارتر گذراند. كليه اشياء باستاني نصب شده بر روی ديوارهاي موزه شوش و سفالينه های موجود در آن یادگار آن دوران است و توسط او در کنار ژان پرو مرمت شده است. تعمير معبد چغازنبيل به ويژه درهاي ورودي و راه پله اي كه در حدود 80 پله داشت، از جمله دیگر کارهای او بوده است. در زمانی که مسؤوليت تعميرات كاخ آپاداناي شوش را بر عهده داشت موفق به پيدا كردن دو كتيبه خط ميخي به سه زبان شد، كه سنگ زير بناي كاخ داريوش بزرگ بود.

استاد اعتماد در زمینه مرمت اشیا باستانی نیز مهارت داشت. او این فعالیت را به طور تخصصی از سال 1335 در زيگورات چغازنبيل و زیر نظر تانيا گريشمن[1](1972-1887) و به صورت تجربی آموخت. از جمله اولین آثاری که توسط آنها مرمت شد، می توان به مرمت يك حيوان اسطوره اي با نوك عقاب و يال شير متعلق به چغازنبيل اشاره کرد. آنها مدتی را هم در زیرزمین موزه ملی مشغول به کار بودند و یکی از مهمترین کارهای مرمتی ایشان که هم اکنون نیز در موزه ملی ایران نگهداری می شود، گاو معروف چغازنبیل است. استاد اعتماد در مصاحبه ای که نگارنده با وی داشت در مورد مراحل انجام کار مرمت این گاو گفت: «بعد از کشف گاو چغازنبیل آن را با نمد بسته بندي كرديم، با طناب بستيم و به کمک چرثقیل به ماشين و با ماشین به موزه ايران باستان منتقل كرديم. در آن زمان (حدود 50 سال پيش) فقط از گچ برای مرمت استفاده مي شد، اما براي نگه داشتن دم و دست و پای گاو از شاسي هاي مس چهار گوش و ني استفاده کردیم».

استاد عباس سایر کارهای مربوط به عکاسی، طراحی و دسته بندی اشیاء بر أساس دوره تاریخی را نیز از دیگر اعضای هیأت همچون. خانم مارژولن، ژنويه دلفوس و اليزابت كارتر آموخت؛ او همچنین در کنار الندگان، هرمن گش و ژان استف که كار آسيب شناسي اشیاء و شناخت و تشخيص خط را بر عهده داشتند، در این زمینه مهارت پیدا کرد. ادگاردو و پیر امیه نیز کار قالب گیری اشیاء را به او آموزش دادند.

وی در سال ۱۳۵۴ به دلیل اینکه همسرش از بودن در شوش خسته شده بود، به کاشان بازگشت و به صورت موقت از کار دور شد. وی پس از یک وقفه نسبتاً طولانی در سال ۱۳۸۰ به دعوت صادق ملک شهمیرزادی در طرح بازنگری سیلک حاضر شد و به مدت ۵ سال به کاوش در تپه‌های سیلک پرداخت.

استاد اعتماد، در بیان خاطرات دوران فعالیت حرفه ای اش در کنار فرانسوی ها بیان کرد: «آنها تمام مواد برای کار را از فرانسه مي آوردند. آنها براي قالب گيري أشياء از نوعي ماده پلاستيكی، و براي شستن اشیا فقط از آب و برس استفاده مي كردند. اشياء بزرگ به خاطر مشكلات حمل به موزه، به صورت موقت وصالي و بازسازي مي شدند. براي بازسازي رنگي از ماژيك و بسياري وسايل رنگي ديگر استفاده مي شد كه با خودشان آورده بودند. برای وصالي اشیا از چسبی استفاده می کردیم که از مخلوط يك پودر خاص و آب بدست مي آوردند که نمی دانم چه بود. براي بازسازي از گچ خوزستان استفاده مي شد كه خيلي سفت بود. ابتدا در زير كار از گچ زبره استفاده مي شد و رويه آن با گچ نرم و الك شده با پارچه استفاده مي شد. بعد از مرحله بازیازی براي استحكام بخشي و براق كردن سفال از محلولي شبيه به پارالوئيد امروزی که باز هم نمی دانم چه بود، استفاده مي كردند. کار جالبی که خیلی به انجام شدنش تاکید داشتند، تهیه شناسنامه کامل براي تمامي أشياء کشف شده بود. تمام سفال های لعابدار هم اول بوسيله گچ بازسازي می شد و سپس لعاب آن ها نیز بازسازي مي شد» .

در مورد سبک کاری او در مرمت اشیا سفالین که به گفته خودش سال ها پیش از فرانسوی ها آموخته بود، می توان اشاره کرد که او قسمت کمبود سفال ها را ابتدا با گچ بازسازی می کرد و بعد بوسیله گلابه یا مخلوط پودر رنگ و آب قسمت های بازسازی شده را موزون سازی می کرد.

استاد اعتماد در بیان تعریفی از مرمت گفت: “به تعبير بنده مرمت صنعت دوم دست بشر مي باشد. مقصود ما از مرمت چيزي است كه اصالت و قداست و زيبايي اثر را محفوظ نگه دارد. مرمت دو صورت دارد يكي باطني و ذهني و ديگري عملي. براي اينكه يك شئ داراي مرمتي خاص باشد و از بدايع به شمار آيد بايد زيبا و با شكوه مرمت شده و در مرمت آن سليقه به كار رفته باشد. سليقه عبارتست از شناخت و تشخيص خوبي و بدي در مرمت، و حسن انتخاب و درك و احساس برتري. موضوع ديگري نيز که بايد در کار مرمت مورد توجه قرار گیرد عبارتست از قوه درك احساسات عاليه كه بايد آن را در خود ايجاد نموده و بپرورانیم. شايد نتوانيم مرمتگري توانا باشيم، ولي براي همه ممكن است كه حسن تقدير مرمت را در خود پرورده و سليقه تشخيص خوبي و بدي آن را بيابند.”


[1] Tania Grishman

منابع

مصاحبه نگارنده با استاد عباس اعتماد فینی، ۱۳۸۹.

آرشیو تصاویر استاد عباس اعتماد فینی، ۱۳۸۹. 

این مطلب را اشتراک بگذارید

لینک کوتاه این مدخل:

https://irchpedia.ir/?p=208889

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *