بازاری کـه اشـیای هنـری در آن مبادلـه مـی شـود. موزه هـا بـه عنـوان مؤسسـاتـی کـه اشیای هنری را می خرند و به نمایش می گذارند، به شیوه ای نامحسوس در رشـد بـازار هنـر سـهیم بوده اند. ریموند مولـن نیـز از دهه ۱۹۶۰ به طور ویژه این موضوع را مهم دانسته است. از طرفی وقتـی موزه ها میرانی واگذارنشدنی داشـته باشند، نمی تواننـد هـمچـون مجموعه دارهـای شخصی اشیایی را که به نمایش گذاشته اند، بفروشند و از آن سود ببرند: از طرف دیگر چه اثار هنرمندی را به نمایش بگذارند چه نگذارند، به هر حال در ایجاد جذابیت بـرای آن آثـار نقش داشته اند، بنابراین بر قوانین عرضه و ت
(با کسب آثاری که دیگر به بازار برنمی گردد اثر می گذارند و عملشان در بازار مفید است از این رو اساسـا نقـش موزه ها در بازار هنـر بـا ایجـاد موجی از نگرش هـا دربـاره عللی که مسئولان با موزه گردانـان را بـه برپاداشتن نمایشگاه ها وامـی دارد، نسبتاً ميهـم به نظر می رسد[1].