معماری

Architecure

نویسنده:

معماری (موزه)، هنر طراحي و راه اندازی يا ساختن مكاني به منظور ايجاد فضا برای كاركردهای موزه، به ويژه نمايش و ارائه، حفاظت و مرمت پيشگيرانۀ فعال و اقدامات حفاظتي، مطالعه، مديريت، و جذب بازديدكنندگان، تعريف ميشود. از زمان ابداع موزۀ مدرن، در پايان قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم، در حاليكه ساختمان- های ميراث قديمي نيز دوباره برای كاركرد موزه تغيير كاربری يافت، معماری خاصي رشد يافت كه با نياز حفاظت و نگهداری، پژوهش و ارتباط مجموعه ها از طريق نمايشگاه های دائمي يا موقتي در ارتباط بود. اين معماری در نخستين ساختمان های موزه به اندازۀ نمونه های معاصر مشهود است . مجموعه واژگان معماری نيز خود بر توسعۀ ايدۀ موزه تأثير داشته است. ازاين رو، فرم معبد با گنبد و ايوان ستون دار كه همراه با نام گالری شكل يافت، به عنوان يكي از مدلهای اوليه، برای موزه های هنرهای زيبا پذيرفته شد، و به رواج نام های گالری ، گالريه ، گالريا  ، و گالريه  در فرانسه، ايتاليايي و آلماني و كشورهای انگليسي-آمريكايي منجر شد.

اگرچه فرم ساختمان موزه اغلب بر حراست از مجموعه ها تمركز يافته بود، با ظهور كاركردهای جديد در موزه اين فرم هم تكامل يافت. ازاين رو، اينگونه بود كه پس از جستجوی راه حل هايي برای روشنايي بهترِ آثار نمايشي، ,ot  Souffl(Brebion, 2779;J.-B. Le Brun, 2797)  توزيع بهترِ مجموعه ها در سرتاسر ، و ساخت فضای نمايشگاهيِ بهترLeo(2930-2922,Klenze von) ، ، ساختمان موزه، متخصصان موزه در آغاز قرن بيستم دريافتند كه ، نمايشگاههای دائمي بايد كاهش يابد. برای دستيابي به اين هدف، آنها فضاهای انبار را، يا با حذف اتاق های نمايشگاه، و ايجاد فضا در زيرزمين، و يا با ساخت بناهای جديد ايجاد كردند. به علاوه، به هر نحوی تلاش شد محيط نمايشگاهها تا حد امكان حتي اگر اين به معنای حذف تمام يا بخشي از تزيين تاريخي خنثي و بي تأثير باشد موجود باشد. اختراع الكتريسيته عمدتاً اين پيشرفتها را تسهيل و اصلاح كامل سيستمهای روشنايي را امكانپذير ساخت.

پيدايش كاركردهای جديد در نيمۀ دوم قرن بيستم، بروز تحولات عمدۀ معماری را در پي داشت؛ از جمله، توزيع متفاوت مجموعه ها بين نمايشگاههای دائمي و فضاهای انبار در نتيجۀ افزايش تعداد نمايشگاههای موقتي؛ توسعۀ امكانات بازديدكننده، كارگاههای آموزشي و فضاهای استراحت، به ويژه ايجاد فضاهای بزرگ چندمنظوره؛ توسعۀ فروشگاههای كتاب، رستوران ها و فروشگاه هايي برای فروش اقلام مرتبط با نمايشگاه ها. اما درعين حال، تمركززدايي از طريق گروه بندی مجدد و اولويت بندی برخي فعاليت های موزه نيازمند ساخت و يا راه اندازی ساختمانهای مستقل تخصصي بود؛ اقدام نخست ميتوانست تخصصي شدن كارگاه ها و آزمايشگاه های مرمت باشد، درحاليكه به چندين موزه خدماتي ارائه ميكرد، و در اقدام بعدی، فضاهای انبار در فاصلهای دور از فضاهای نمايشگاه قرارگرفت. معمار ، شخصي است كه نقشه ها را برای ساختمان طراحي و ترسيم و بر ساخت آن نظارت ميكند. به عبارت كلي تر، شخصي كه محيط پيرامون مجموعه ها، كارمندان و مردم را طراحي ميكند. از اين منظر، معماری بر تمام عناصر مرتبط با فضا و نور در موزه تأثير ميگذارد، يعني همان جنبه هايي كه ميتواند در درجۀ دوم اهميت قرارگيرد؛ اما ثابت شده است كه عوامل متعددی، تعيين كنندۀ مفهوم نمايش است )ساماندهي به ترتيب تاريخي، قابليت ديدن از تمام زوايا، پيش زمينۀ خنثي وغيره(. ازاينرو، ساختمان موزه بر مبنای برنامۀ معماری از سوی رؤسای علمي و اداری تأسيس، طراحي و ساخته ميشود. درهرحال، تصميمات در مورد تعريف برنامه و محدودۀ مداخلۀ معمار هميشه به اين طريق اتخاذ نميشود. معماری، به عنوان هنر يا روشي برای ساخت و راه اندازی موزه، ميتواند اثر كاملي قلمداد شود، اثری كه كل مكانيسم موزه را انسجام ميبخشد. اين رويكرد، كه زماني موردحمايت معماران بود، تنها هنگامي ميتواند مدنظر قرار گيرد كه برنامۀ معماری تمام موضوعات موزه شناسانه را دربرگيرد، و اين امر اغلب از واقعيت به دور است. اين احتمال وجود دارد كه برنامه های داده شده به معمار، از جمله برنامۀ طراحي اگر هيچگونه تمايزی بين داخلي، موضوعات موزه شناسانه را نيز دربر داشته باشد فضاهايي با كاربرد عمومي و فضاهايي با كاربرد موزه شناسي وجود نداشته باشد معمار آزادی بدهد؛ اين خلاقيت، گاهي ميتواند اعمال خسارت به ( خلاقيت ) كه به موزه را سبب شود. برخي معماران در صحنه سازی نمايشگاه ها تخصص مييابند و متخصص طراحي صحنه يا طراحي نمايشگاه ميشوند. معماراني كه بتوانند خود را يا متخصصاني در امر موزه بنامند، نادر هستند، مگر اينكه در اين زمينه ( موزه نگار ) تجربۀ خاصي داشته باشند. مشكلات كنوني معماری موزه، به كشمكشي مربوط است كه به طور منطقي بين جاه طلبيهای معمار(كه ميتواند با مطرح شدن در سطح بين المللي، در كانون توجه قرار گيرد) از يکسو، و افراد مرتبط با حفاظت و نگهداری و نمايش مجموعه ها، از سوی ديگر، وجود دارد؛ در نهايت، راحتي بازديدكنندگان مختلف بايد در پيش ازين بر اين موضوع تأكيد كرده بود: معمار  نظرگرفته شود.

آيا طراحي كشتي برای ايستادن روی آب نبايد كاملاً متفاوت از طراحي لوكوموتيو باشد؟ خاص بودن ساختمان موزه به عهدۀ معمار است، كه از كاركرد برای خلق نگاهي به آفرينش های معماری در ساختارش الهام ميگيرد عصر حاضر نشان ميدهد حتي اگر اكثر معماران ملزومات برنامۀ موزه را درنظر بگيرند، بسياری از آنها همچنان اثری زيبا را به ابزاری عالي ترجيح ميدهند.[1]

منابع: 

[1].  دوله آندره.فرانسوا مهرس. مفاهیم کلیدی موزه شناسی. مترجم : كورس سامانيان، مرضيه حكمت، معصومه كريمي. ایکوم فرانسه.1393.

این مطلب را اشتراک بگذارید

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *