عباس شکوهی پور

Abas Shokohipor

نویسنده: سید مهدی سجادی نایینی

استاد عباس شکوهی پور مرمت گر برجسته و معمار سنتی چیره دست، یکی از استادکاران بی نظیری بود که آثار او در بناهای بزرگ و مشهور اصفهان و دیگر شهرهای ایران، بیانگر استعداد، ذوق و ایمان هنرمندان هنرهای سنتی اصفهان است. مرحوم شکوهی پور در اکثر رشته های وابسته به تزئینات معماری سنتی مهارت داشت. استاد عباس در سال 1313 خورشیدی در اصفهان به دنیا آمد. از کودکی و نوجوانی با بناهای تاریخی اصفهان آشنا شده و نسبت به معماری سنتی و هنرهای وابسته به آن علاقمند گردید، به طوری که پس از طی مراحل کودکی به یادگیری گچ بری و مرمت آثار تاریخی پرداخت. شوق و ذوقی که در او به وجود آمده بود، چنان او را شیفته ی معماری بناهای شهر کرده بود که لحظه ای را برای آموختن از دست نمی داد. دوران شاگردی مرحوم استاد عباس همزمان با فعالیت استادکاران بلند آوازه ی شهر، همچون مرحوم معارف و استاد علی منشئی بود. تشکیلات دولتی باستان شناسی نیز برای مرمت بناها فعالیت گسترده ای را آغاز کرده بود، بنابراین کارگاه های مرمت بناهای اصفهان به مثابه ی کلاس هایی شده بود که در هریک از آنها، استادی در رشته ای از مشتقات معماری و تزئینات وابسته به آن مشغول کار بود. استاد عباس در چنین محیطی به رموز و نکات و دقایق معماری سنتی و مرمت و بازسازی بناهای تاریخی آشنایی یافت. وقتی به سن 26 سالگی رسید، در بیشتر فنون مربوط به معماری و مرمت آثار و بناها، تسلط و چیرگی کاملی یافته بود. بنابراین کار در بناهای تاریخی را آغاز کرد و به عنوان استادکار چندین مرمت را به تنهایی انجام داد. در آن سال ها مرحوم استاد عباس، هنوز به استخدام دولت در نیامده بود و به صورت پاره وقت به کار پرداخته و خانه های قدیمی اصفهان را نیز مرمت می کرد. در آن روزگار با وجود نفوذ فرهنگ و تمدن غرب در بیشتر شهرها از جمله اصفهان، هنوز کسانی بودند که طرفدار خانه هایی با نقشه و اسلوب قدیمی و سنتی بودند. استاد عباس در ساخت چنین خانه هایی نیز فعالیت مستمر داشت. مرحوم استاد عباس شکوهی پور از سال 1347 خورشیدی همکاری خود را با اداره ی باستان شناسی آغاز کرد. از این زمان رد فعالیت های این استادکار خستگی ناپذیر و عاشق، در همه ی بناهای اصفهان دیده می شود. در دیگر شهرهای ایران نیز حضور فعال او محسوس و موثر است. مرحوم شکوهی پور مرمت آثار تاریخی را از تعمیرات گچبری کاخ چهلستون شروع کرده است. پس از آن به عمارت عالی قاپو آمده و در آن جا نیز به مرمت گچبری ها پرداخته است. متاسفانه جزئیات خدمات این استادکار برجسته در بناهای اصفهان در پرونده ی پرسنلی او درج نشده است. همکاران آن مرحوم در گفتگو با نویسنده ی این سطور اظهار می دارند که او در بیشتر بناهای اصفهان کار کرده است. مساجد جامع، شیخ لطف الله، امام، عمارت عالی قلو، چهلستون و هشت بهشت از آثاری هستند که یادآور حضور فعال آن مرحوم در این چند دهه است. سفرهای او به شهرهای دیگر کشورمان نیز از اواخر سال 1359 خورشیدی تا سال 1369 ثبت شده است که با نگاهی گذرا به کارهای انجام شده به وسیله ی مرحوم شکوهی پور، ارزش خدمات او به میراث فرهنگی و تاریخی را می توان به خوبی تشخیص داد.

۔ مرحوم شکوهی پور در آذر ماه 1359 به تبریز رفته، محراب مسجد جامع این شهر را مرمت کرده است. در بهمن همان سال مسجد جامع کبیر یزد را تعمیر کرد. – در همان سال سفر دیگری به یزد داشته تا استادکاران آن شهر را آموزش دهد.

– در سال 1360 مرحوم شکوهی پور در قم بوده است. او در این سفر کتیبه ی گچبری حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) را بازسازی و نصب کرده است.

– در آذر ماه سال 1360 طی سفری دیگر به قم، ایوان شمالی مدرسه ی فیضیه را مرمت کرده است.

– در اوایل سال 1361 برای تعمیر اشیاء موزه ی آستان مقدس حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) به قم رفته است. دعوت از آن مرحوم برای مرمت اشیاء موزه، بیانگر این نکته است که استاد عباس در بسیاری رشته های وابسته به معماری اسلامی تبحر و مهارت داشته است.

– در همین سال به اراک رفته تا مقرنس کاری های بقعه ی علی بن سهل را بازسازی کند. مرحوم استاد عباس به اتفاق مرحوم استاد غلامرضا آقا ابراهیمیان مقرنس ایوان جلوی حرم امام زاده را بازسازی کردند. این دو استادکار برای این کار مهم مورد قدردانی و تشویق مسئولین و مقامات قرار گرفته اند.

– در سال 1362 سردر ورودی مسجد جامع دزفول مورد حملات موشکی رژیم بعثی قرار گرفت و به کلی نابود شد. مرحوم شکوهی پور در سفر دزفول هم با استاد غلامرضا آقا ابراهیمیان همراه بود.

این استادکار در شرایطی در دزفول به کار می پرداخت که حملات مداوم دشمن هر نوع فعالیت را در این شهر مشکل و در بسیاری موارد محال کرده بود، اما با وجود همه ی مشکلات، مقرنس سردر مسجد مورد بازسازی قرار گرفت.

همان طور که در شرح حال مرحوم استاد غلام گفته شد، آن مرحوم طرح سردر را با توجه به تنها عکسی که از آن موجود بود آماده نمود و استاد عباس نیز آن را بازسازی کرد. این کار مهم در آن زمان در روحیه ی مردم دزفول اثر بسیار خوبی داشت. مدیر عامل وقت سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران این دو استادکار را مورد تشویق و قدردانی قرار داد.

– در همان سال مرحوم استاد عباس به شوشتر رفت تا گچبری های امامزاده عبدالله آن شهر را مرمت کند.

– سفر به کاشان و تعمیرات طاق ایوان مسجد میرعماد آن شهر نیز در سال 62 صورت گرفته است.

– در سال 1364 مرحوم استاد عباس به قم رفته، تعمیرات گچ بری مدرسه ی فیضیه را انجام داد.

– در سال 1367 برای نصب کاشی های مسجد میرعماد به کاشان رفت. در همان سال به کرمان سفر کرده و کاشی کاری سر در بیمارستان شفا را نصب کرده است.

– در سال 1368 باز به کاشان رفت و به مرمت مسجد میرعماد پرداخت.

– سال 1369 به اردبیل رفته و کاشی های چینی خانه ی بقعه ی شیخ صفي الدین اردبيلي مرمت کرد. مرحوم شکوهي پور در تاريخ 1369/5/12 رای این اقدام، کتباً مورد تشویق قرار گرفته است. – مرحوم شکوهی پور، همچنین مرمت گچبری های خانه ی قاضی نور نایین که به خانه ی پیرنیا نیز معروف است و در حال حاضر محل استقرار نمایندگی میراث فرهنگی و موزه ی کویر نایین می باشد را انجام داده است.

مرحوم شکوهی پور در سال 1373 بازنشسته گردید، اما به واسطه ی علاقه ی وافر وی نسبت به مرمت و بازسازی بناهای آثار و ابنیه تاریخی همچنان به کار خود ادامه داد. گویی که نمی خواست حتی لحظه ای را از دست بدهد.

آقای هوشنگ کیانپور که در مرمت و بازسازی چند خانه ی قدیمی، فعالیت داشته و در سال های بعد از بازنشستگی مرحوم شکوهی پور در کنار او بوده است، طی سطوری در معرفی استاد عباس، خود را در ادای دین نسبت به استاد ناتوان می داند. او عقیده دارد که نمی تواند با قلم و بیان ویژگی های آن مرحوم را تبیین کند. با مروری بر نوشته ها و گفته های آقای کیانپور در خصوص فعالیت ها و صفات اخلاقی و فرهنگی آن مرحوم تصویر روشنی از وجود هنرمند و استادکاری نمونه ی قرون پیش در اذهان زنده می شود.

آنچه استاد عباس را در سنین بالای عمر و هنگام کسالت و بیماری برروی داربست نگاه می داشت و چنان او را فریفته ی کارش می کرد که حتی تا ساعاتی قبل از مرگ نیز همچنان به کار مشغول بود، خلوص، ایمان و وارستگی عجیبی بود که استاد علی اکبر اصفهانی، حاج عبدالغفار، معارفی و دیگر نخبگان گذشته از آن برخوردار بودند.

آقای کیانپور از سال 1372 یک سال قبل از بازنشستگی مرحوم شکوهی پور شروع به همکاری با آن مرحوم نموده است. وی معتقد است در این چند سال، حتی یک لحظه نیز خود را همکار مرحوم شکوهی پور به شمار نیاورده و از اینکه همواره با تأکید خود را شاگرد استاد عباس مرحوم تلقی نماید، ابایی نداشته است. مرحوم شکوهی پور پس از بازنشستگی، تمام وقت و نیروی خود را صرف مرمت چندین خانه ی قدیمی نموده و یادگاری های با ارزشی را از خود در بافت تاریخی شهر بر جای گذاشته است.

– اولین خانه ای که مرحوم شکوهی پور پس از بازنشستگی در سال 72 برای مرمت آن اقدام کرد، خانه ی آیت الله بهبهانی بود که به نام مجتهد زاده نیز شهرت دارد. این خانه ی زیبای دوران قاجار به عنوان یک اثر منحصر به فرد، با بادگیرهای بر افراشته اش در بافت قدیم نیاز به مرمت اساسی داشت. مرحوم شکوهی پور کلیه ی کارهای مربوط به تزئینات گچبری سقف و بدنه را انجام داده و از عهده ی کار مرمت بادگیرها و آجرکاری خانه نیز به خوبی برآمد.

– پس از آن مرمت ساختمان قدیمی قدسیه را شروع کرد. این اثر زیبا که در محله ی جماله واقع است، در اواخر دوران صفویه ساخته شده و قبل از شروع مرمت، کاملاً مخروبه بود.

مرحوم شکوهی پور هنگامی که به خدمت در میراث فرهنگی اشتغال داشت، طاق، لنگه ها، مطبخ و بارانداز خانه را مورد مرمت قرار داده بود، لذا در ادامه ی مرمت گچبری و تزئینات وابسته به معماری، بازسازی این خانه را نیز به اتمام رسانید.

– در خانه ی نیلفروشان که طی دوره ی قاجار ساخته شده و در محله ی دردشت قرار دارد، زیباترین مقرنس کاری مربوط به عصر قاجاریه خود نمایی می کند. مرحوم شکوهی پور اتاق های شرقی و غربی، شاه نشین شمالی و حیاط را مرمت کرده و مقرنس هشتی ورودی را بازسازی نمود. در این خانه مرحوم شکوهی پور، کار نمایانی انجام داد، تا جایی که اکثر کارشناسان و متخصصین آن را یک شاهکار به شمار آوردند.

در این خانه ی زیبا یک قطعه رسمی بندی، موجود و بقیه از میان رفته بود، مرحوم شکوهی پور طرح این رسمی بندی را پیاده و این کار را با چنان مهارت و دقتی انجام داد، که وقتی لایه ی کاه گل روی کار اصلی را برداشتند تا رسمی را نصب کنند، هم سویی و انطباق خطوطی که مرحوم شکوهی پور در طرح، پیاده کرده بود با خطوط مربوط به استادان قدیمی دلیل روشنی بر مهارت و تسلط آن مرحوم بود.

– خانه ی سیف الله قاسمی که در خیابان حکیم قرار دارد، در حال حاضر به عنوان یکی از ساختمان های زیبای عصر قاجار، محل استقرار بخشی از ادارات سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان است. این خانه که با خصوصیات معماری کویری احداث شده از هر نظر نیاز به مرمت داشت. مرحوم شکوهی پور کلیه ی تزئینات گچبری را انجام داده و مقرنس ها را بازسازی، مرمت و نوسازی کرد. اقدامات آن مرحوم در این خانه ی باشکوه از نظر کلاف کشی، حفظ مقرنس ها، آینه کاری ها و به طور کلی تثبیت تزئینات چشمگیر بود، چنان که اکثر کارشناسان عقیده دارند مرحوم شکوهی پور، استاد حسن ریاحی و بقیه ی استادکارانی که در این خانه کار کرده اند، در حقیقت این بنا را از زوال کامل نجات داده اند.

– خانه ی جمشیدی فر، که از آثار مربوط به دوران صفوی است و در محله ی سنبلستان جنب بیمارستان امین واقع شده، نیز در حال تخریب کامل بود.

مرحوم شکوهی پور مقرنس ها و گچبری های این خانه را با علاقه و پشتکاری در خور ستایش مرمت کرد. در این خانه نیز مرحوم شکوهی پور در چند رشته کار کرده است.

خانه ی خواجه پطروس در جلفا: تزئینات گچبری بخاری های دیواری این خانه به وسیله ی مرحوم شکوهی پور مرمت شده است.

– حمام شاه علی: این اثر نفیس و زیبا در خیابان عبدالرزاق واقع است به زمان صفویه مربوط می شود، در دوره ی قاجار و رژیم گذشته، الحاقات بسیاری در آن صورت گرفته است. مرحوم شکوهی پور کلیه ی تعمیرات مقرنس، رسمی بندی، لنگه قوس های قدیمی، یزدی بندی روی کاسه های عرقچین این حمام قدیمی را انجام داد.

– خانه ی علامه: مرحوم شکوهی پور تزیئنات بسیار زیبای نقاشی و گچبری شاه نشین، بدنه و سقف شاه نشین این خانه را به خوبی مرمت کرد. اقدامات مرحوم شکوهی پور در این خانه، در سطحی است که بسیاری از کارشناسان و اهل فن، عقیده دارند آن مرحوم با تثبیت تزئینات این خانه در حقیقت این اثر را نجات داده است. با نگاهی به آثار مرحوم استاد عباس، این نکته به خوبی روشن که این استادکار برجسته، در اکثر رشته های وابسته به معماری سنتی ایران مهارت کامل داشته است. در حقیقت او تمام عمر را همچون طلبه ای در پی دانستن بود و طرفه آن که لحظات کمی را از دست داده است. او دانستن آنچه را که می توانسته در حفظ میراث های فرهنگی کشور مؤثر باشد یک وظیفه به شمار می آورده است. آقایان هوشنگ کیانپور، سید حسن رضوی، استاد ریاحی، استاد حسین مصدق زاده و سایر همکاران او، درباره ی مهارت های آن زنده یاد چنین می گویند:

مرحوم شکوهی پور، کاشی کاری، کاشی سری و آجر تراشی را به خوبی می شناخت. – در گچبري، لنگه و قوس هاي قديمي و برپا کردن خانه ي چيني عرقچين، استاد بود.

– در داربست زني چنان مهارت داشت که گويي کار اصلي اوست. در نصب داربست در ارتفاع بلند و تخته ريزي آن تسلط کافي داشت. وقتي آن مرحوم در اواخر عمر برروي داربست هاي مرتفع کار مي کرد همکارانش را نيز نگران مي نمود.

– در طراحي نيز دستي قوي داشت و بسياري از مقرنس ها را طراحي مي کرد.

حجاري را هم به خوبي مي شناخت.

– مرحوم شکوهي پور سواد رسمي نداشت و به مدرسه نرفته بود. اما دوره هاي تاريخ ايران را به خوبي مي دانست و بناهاي هر دوره را به سهولت تشخيص مي داد.

مي گويند، تجربه ي بسيار داشت. ويژگي هاي استادکاران قديمي در وجود او تجلي کامل « جونگه » – در ساخت گنبد نورگير حمام هاي قديمي که آن را داشت. به بيان روشن تر، وي هم مبتکر و مبدع بود و هم مجري. او به راستي از کار کردن لذت مي برد، در حالي که هرگز انگيزه ي مادي نداشت. در آموختن به ديگران واقعا سخاوتمند بود و کوچکترين نکته اي را از شاگردان و همکارانش دريغ نمي کرد. هميشه زودتر از همکاران سرکار حاضر بود و در تعطيل کار عجله نشان نمي داد. تواضع او نيز خود حکايتي ديگر بود، تصميمات و نظرات کارشناسان و طرح هاي منطقي را به راحتي مي پذيرفت. براي مشورت اهميت بسيار قايل بود و حتي براي کوچک ترين مسأله اي، به شور مي نشست.

آن شادروان، با وجود آن همه سابقه ي کار و پيشکسوتي، هيچ گاه بدون اجازه ي مدير پروژه يا سرپرست کارگاه از حوزه ي کاري خود خارج نمي شد. آن مرحوم به مباني ديني تقيد و پايبندي خاصي داشت، چنانچه در ساخت مساجد محله، به طور افتخاري همکاري مي نمود.

وي کار در بناهاي تاريخي را نوعي عبادت به شمار مي آورد تا جايي که حتي در اواخر عمر که به شدت بيمار بود و آسم او را آزار مي داد، لحظه اي تأخير از او ديده نمي شد.

بيماري و ضعف کار چنان بود که دو هفته قبل از مرگ پزشکان براي او استراحت تجويز کردند، اما پس از يک هفته به کار بازگشت و تا دو ساعت قبل از مرگ نيز به کار مشغول بود.

مرحوم استاد عباس در طول حيات پرافتخار خود چندين لوح تقدير و تشويق از مديران ميراث فرهنگي دريافت کرد. آخرين تقدير نامه اي که اجل به او مهلت نداد تا آن را دريافت کند جايزه ي معروف آقاخان، این جایزه در سال 1380 از طرف وزير مسکن و شهرسازي، استاندار و مديران شرکت مسکن سازان، به فرزند وي اهدا شد.

مرحوم شکوهي پور در روز هشتم اسفند 1379 در اصفهان به آرامش ابدي رسيد. هنگام مرگ او همکاران و دوستان و شاگردانش غرق اندوه شدند. در اين ميان زاري و ندبه ي نوجواني که شاگرد او بود، باعث تأثر بسيار حاضران گرديد.

پس از درگذشت مرحوم شکوهي پور، اقدامات موثر مدير وقت سازمان مسکن سازان مهندس حسن روانفر باعث شد تا آن مرحوم در قطعه ي نام آوران باغ رضوان به خاک سپرده شود. کالبد بي جان مرحوم استاد شکوهي پور با شرکت مديران اجرايي استان، استادان دانشگاه هاي هنر، دوستان، شاگردان و همکاران آن مرحوم تشييع شد. در مراسم بزرگداشت، ادارات ذي ربط با صدور اعلاميه اظهار تأسف کردند. با مرگ استاد عباس شکوهي پور که بيش از 40 سال از عمر پربارش را در خدمت ميراث هاي فرهنگي اصفهان و ساير شهرهاي کشورمان صرف کرد، يکي ديگر از هنرمندان متعهد اين شهر از دست رفت [1].

منابع: 

[1]. سجادی نائینی، سید مهدی. معماران و مرمتگران سنتی اصفهان. سازمان فرهنگی هنری شهرداری اصفهان. 1387.

این مطلب را اشتراک بگذارید

مداخل پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *