این اصطلاح در اصل به معنی اصلاحات یا افزودنیهایی است که هنرمند دست آخر برای تکمیل تابلو انجام میدهد. اما بهمرور معنی کاملاً متفاوتی پیدا کردهاست: کاری که به وسیله مرمتگر انجامشده یا جانشین اجزاءی آسیبدیده یا مفقودشده نقاشی. پیشاز این معمولاً روتوش ها سراسر تابلو را میپوشاند اما در حال حاضر اصول اخلاقی محافظت ایجاد میکند که روتوش (یا موزونسازی) فقط در قسمتهای ازبینرفته انجام شود. رتوش ها با بست متفاوت (از بست اصلی) انجام میشود تا در صورت لزوم جدایش آن راحت باشد. برای مثال رنگ روغن را با آبرنگ یا رنگهای بر پایه رزینهای سنتزی رتوش میکنند. معمولاً رتوش را طوری انجام میدهند که با چشم نا مسلح دیدنی نباشد. معمولاً روتوش های تابلو در زیر نور فرابنفش آشکار میشود. مرمتگران(conservators) برای مستندنگاری تابلو در حالت روتوش نشده (یا در حین تمیزکاری) از آن عکس میگیرند. این عکسها اطلاعاتی روشن درباره قسمتهای موزون سازی شده تابلو در اختیار میگذارند. همه روتوش ها نیز با هدف پوشاندن کامل کمبودهای موجود در نقاشی اجرا نمیشود. نگرش فلسفی متفاوت به مقوله مرمت(restoration) توجه به شیوههای متفاوت روتوش کاری را در پی داشته است. در اینباره آشناترین گزینه روشtratteggio (هاشور زنی) است که در ایتالیا پا گرفت. این شیوه مبتنی است بر پر کردن قسمت کمبود با هاشور های رنگی موازی و عمودی (معمولاً آبرنگ). دراصل اینگونه از رتوش کاری از فاصله نزدیک قابل دیدن است اما اگر از فاصلهی متعارف به تابلو نگریسته شود قسمت موضوع موزون شده با قسمت اصلی هماهنگ بهنظر میرسد. گونه دیگر از این روتوش کاری روشintegrazione cromatica (موزونسازی رنگی) است که (طی آن از یک الگوی ساده از ضرب قلمهای همپوشانی برگرفته از رنگهای بهکاررفته در نقاشی اصلی برای پر کردن قسمت کمبود استفاده میشود) و گونهای دیگر که به روتوش کاری خنثی موسوم است از باوری ناب گرایانه سرچشمه میگیرد. طبق این باور همه قسمتهای آسیبدیده سطح تابلو باید دستنخورده باقی بماند. فقط تعداد کمی از تابلوهای نقاشی در گذر زمان دچار آسیب سطحی نشده است، لذا روتوش کاری امری گریزناپذیر بهنظر میرسد. اگر این کار با مهارت انجام شود بر تجربهی حسی بیننده از اثر هنری و به ارزش ذاتی نقاشی خدشهای وارد نمیکند [1].
منابع: [1] کار، داوسن ویلیام وکینگ لئوناردویلیام، شیوه های نگرش به تابلوهای نقاشی، مترجم: حمید فرهمند بروجنی، اصفهان: گلدسته. 1384.